فیلم حرف های زنانه

فیلمی شاعرانه و فمینیستی و پر از سخن‌پراکنیست، هیچ بالا و پایینی ندارد و شاید هر مخاطبی آن را نپسندد.

فیلم پیرامون انتخاب بین دو شیوه عمل است و اکثر مخاطبین شاید این جریان اصلی فیلم را ببینند اما برای من فیلم نقطه عطفی دارد و آن هنگامی است که زنی از آن زنان تفنگ را از معلم آن روستا به امانت می‌گیرد و می‌پرسد تفنگ چرا داری؟ معلم داستان لحظاتی مکس میکند و سپس زن می‌گوید لطفاً خودت را نکش و معلم گریه میکند.

معلمی که سخت تلاش می‌کند فرهنگ مردان آن روستا را به واسطه تربیت پسران روستا تغییر دهد اما گویا یک مأیوس امیدوارم است، گاهی در یاس زیست میکند و گاهی در نا امیدی.

برای من این قسمت فیلم تابناک بود.

همچون آن معلم، خودم را یک مأیوس امیدوارم میبینم.

در عین آنکه فیلم کش دار و‌ کسل کننده ای است و فقط یک جا آن که ماشین به صحنه می‌آید حسابی من مخاطب را گیج کرد، اما می ارزد دیدن آن به همان دلیل و آن صحنه تابناکی که اشاره شد اگر شما نیز خود را یک مأیوس امیدوارم می پندارید ببینید.

پ.ن:

خبرهای مربوط با روز جهانی مبارزه با خودکشی را که می‌خواندم یکهو یاد این فیلم و نقطه عطفی که برایم داشت افتادم

https://t.me/parrchenan