قسمت دوم

در جستار قبل دو روایت از مشاهده ام را بیان و سپس پرسشی را مطرح کردم که در این جستار بدان پاسخ خواهم داد.

آن فضای گرم و آشنا شدن با هم در عین غریب بودن و دور بودن بسیار چگونه ممکن شد؟

در هر دو روایت یک چیز مشترک است و آن گفتگو است. در فرایند گفتگو دو ناآشنا دو دیگری دو غریب امکان می یابند شانس خود را برای آشنا بودن آشنا شدن آشنا ماندن در همان دم را و شاید کمی بیش تر از دم را بیایند.

گفتگو این امکان را میدهد که به قول یکی از خوانندگان دنیا کوچک شود و زمانمندی تاریخی، بی زمان شود، گویی قبل از انفجار هستی، گویی بودن در لحظه الست و این همان معجزه انسانی است.

برای گفتگو مهمترین مصالحی که لازم است، خاطره یا قصه است که تجربه انسانی آن را تولید می‌کند. می‌ماند مهارت چگونگی تبدیل این مصالح و ترکیب آن با هم.

و همین چیز به ظاهر واضح مشکل اصلی انسان، بشر ، آدمی است.

بگذارید با چند مثال آن را بیان کنم:

این جنگ و کشتار دهشتناکی که در جریان است را در پندار آورید. آیا اگر گفتگو وجود داشت و صورت می‌پذیرفت این جنگ شروع میشد؟ اما به چه علت این گفتگو صورت نمی‌پذیرد چون در انکار دیگری هست پیدا میکنند. آن یکی ، دیحری را جمعیتی دو درصدی از انبوه عرب میبیند که آن قدر کم هستند که برای او گویی دیدنی نست و میشود حرف مرد و نادیده گرفت و آن دیگری در پی محو کردن. و چون نگریستن اینگونه رفت امکان گفتگو نا ممکن می‌شود.

یک مثال انتزاعی تر که با نهی از منکر این سال‌ها در بطن جامعه جاری است. این که فردی کردار و کنش و باور خود را در مقابل کردار و پندار و گفتاری یک دیگری درست و صحیح فرض میکند و پس دیگری ما صالح را مخاطب خود می‌گیرد یا به زور تلاش میکند مخاطب خود کند. آیا اینگونه امکان گفتگو بوجود می آید؟ اینجا دیگر گفتگو ممکن نیست. امر است و کسی که امر می‌دهد امیری میکند. در این ناترازی و نا تعادلی این نگریستن و سیطره کامل نگاه از بالا به پایین چه جای گفتگو؟

اما گفتگو هایی که در جستار قسمت اول بدان اشارات رفت، نه نگاه بالا به پایین و نه امر و امیری است. دو انسان در تراز ترین حالت ممکن به گفتگو می‌نشیند و از پنداره های خویش قصه مشترک می‌یابند و اینگونه زمان را بلعیده و دنیا را کوچک ساخته و بهم نزدیک می‌شوند.

آری گفتگو معجزتی انسانی است اما اول شرط گفتگو تراز بین شنونده و گوینده است.

و برای رسیدن به این تراز، انسان راهی بس ناتراز و دور و سخت دارد.

سخت است اما بیایید تلاش کنیم ترازمند شویم که هر چه از این ترازمندی دور باشیم به کشتار کنندگان کنونی نزدیکتریم.

https://t.me/parrchenan