این فیلم و مصاحبه پر از تحلیل و تفسیر جامعه شناسانه است که بزرگان این کرده و می‌کنند. زاویه دید من اما متفاوت است.

این که خود خواستن و دیگری را وسیله و شی دیدن برای رسیدن بیشتر و بالاتر به خود و خواسته های خود یک طیف است که تقریباً بسیاری از ما آن را داریم.

بیش از ده سال است که با جمله ای از رساله قشیریه از قرن سوم و اهل تصوف روزگار میگذرانم و آن را مزه مزه میکنم. بعد از دیدن این فیلم یاد آن سخن افتادم:

«هر که جز دوست دوست بدید دوست ندید»

معنای این سخن برایم این گونه است که همه لذت بودن در دیگری است و پندار و کردار و گرفتار نیازمند معطوف به آن دیگریست و چون این نشد ، آن لذت ناب آن نهایت خوشی نصیب نمی‌شود و بهره ناب از خوشی و روزگار نخواهد برد.

این سخن قرن سومی یک لذت و خوشی حداکثری پیشنهاد دارد که معطوف به آن دیگری است و نه خود و برای خود.

این نهایت دیدن دیگری به عنوان یک انسان و نه شی و کلا و نردبان و ابزاری برای خود_ «من» است.

به گمانم هر چه به این سخن نزدیک تر باشیم احساس خوشی و سعادت و لذت بیشتر خواهیم داشت و هر چه کمتر، در فراغ و رسیدن به آنْ درخواستِ خود و « من» بیشتر خواهیم سوخت.

شاید این سخن مرز بین دوزخ و پردیس باشد.

هر که جز دوست دوست بدید دوست ندید

در ادامه داستانی از تولستوی که به فهم مطلب کمک خواهد کرد.

https://t.me/parrchenan