*این هفته جمعه مهمان علی و فاطمه بودم در کنار آبشار سنگان. آبشار دیگر آبی نداشت. اما همان مقدار هم  جان می داد که زیرش بروی و یخ بکنی. بعد رو به آفتاب بشینی تا بخشکی.بعد از خشک شدن بری بساط ذغال آمده کنی و جوجه بخوری و جزو اولین مهمانان علی و فاطمه شوی.

بعد بگیری تو تور خوابی که علی رو درخت درست کرد بخوابی و احساس نوزاد بودن کنی.

ماه رمضان است و یکماهی باید از کوه و کوهنوردی جدا شد.

پس برنامه را گلگشتی می روی و طالبی و دلستر و میوه و پفک را هرگز فراموش نمی کنی.

 

 (4) 01.JPG

ملتمس دوستان روزه دار و روزه خوار هستیم  که هم از آنها و هم از این ها بسیار یاد گرفته ام. صفای وجودتون.

**بعضی وقتها برام یک سئوالاتی بوجود می آید که جوابش رو بدست نمی آورم.

این خوانندگانی که شو ویدئو درست می کنند و در تمام اشعارشون دم از معشوق و محبوب می زنند چگونه است که هر دفعه در هر show محبوبشون عوض می شه. اگر واقعاً عشق بلدند پس چرا این چنین روسپیانه رفتار می کنند.

 

به نظر من هیچ کدوم از این خوانندگانی که این گونه شو ویدوئو دارند و خودشون نقش اولش را بازی می کنند. نه عاشق شدند و نه می دانند عشق چیه؟

اینها باید بیایند یک مدت پیش علی و فاطمه تلمذ عشق کنند!!!!!!!!

تقدیم به این دو:

نگهی کردی و از خود نگرانم کردی

نگران پیش نگاه دگرانم کردی

 

من نظر باز نبودم تو به یک چشم زدن

در چراگاه نظر چشم چشرانم کردی.