حس کلاغی
با تشکر از نظرات سارا و امیر چوبی(نظرت عالی بود).
نظری احسان در پست "نمی دانم" قرار داده بود و به نکته ی مهمی اشاره کرده است که بنده به آن جاهل بودم. کلاغ در فرهنگ ایرانی نماد دانایی است که اگر با همان اسطوره هابیل و قابیل و کلاغ آن داستان، در قرآن مطابیقت داده شود به نظر می رسد که در فرهنگ اسلامی هم به همین معنا بکار رفته باشد. اما در فرهنگ مسیحیت کلاغ نماد شیطانی دارد و با توجه به حجم فیلمهای ترسناکی که از فرهنگ غرب بر خواسته و کارگردانهای ایرانی که در همین موضوع کار کردند ولی کور کورانه ،این می شود که کم کم ما از نمادهای خود فاصله گرفته و حتی متضاد فکر کنیم.
در دنیای امروز هر چقدر هم که سعی کنیم خود را از تیغ تبلیغات حکومتی دور کنیم، اما باز خود را گرفتار شده در دام می بینم. باشد که با کمک یکدیگر و آگاهی رساندن به یک دیگر خود را برهانیم.
*******
در مترو بودم و مثل همه تو خودم غرق. صدای سائلی، مردم را به خودش متوجه می کرد. صدای زنی که تماماً در چادر سیاه پوشیده شده بود.صدای ضعیف و حزن انگیزی داشت ، صدا گویی از عمق درد بر خواسته است(عجب بازیگری) می گفت: برادرا ، خواهرا، کمک کنید. مریض دارم، فال حافظ و کاغذ دستمالی دونه ای دویست تومن.
برادرا، خواهرا ..برادرا کمک کنید.صدا طوری بود که تا 2 متر جلوتر نمی رفت و زن ،آرام ،آرام ، راه خود را از بین مسافرین پیدا می کرد. مسافر پشتی گفت: کلی در آمد داره ها.
اما اما اما
چیز دیگری ذهن مرا درگیر خود کرد. حال که ما به دولت به بالاترین حد خود بدبین شده ایم و نه آمار و نه ارقام تولید شده در ذهنشان را باور می کنیم، نه اخبار منتشر شده شان را، چگونه می توانیم به همین دولت خوش بین باشیم که وظیفه خود را در قبال همین گونه افراد درست و کامل انجام می دهد. درست و کامل پیشکش شان. حتی ناقص هم از آنان شاید بشود قبول کرد و این سائل تنها فیلم بازی می کند. تنها آمده احساسات مرا جریه دار کند. آمده سو استفاده کند. وگرنه هیچ مشکلی ندارد و کلی در آمد دارد.
حال من به شکل یک علامت سئوال در آمده بودم.
این شکلی ؟
ای کاش یک دستمال کاغذی می خریدم...
نه این هم مثل بقیه گدا ها...
ای کاش...
نه این هم...
حسی کلاغی دارم.کلاغی ...
ای کاش یک دستمال کاغذی می خریدم...
نه این هم مثل بقیه گداها...
ای کاش...
نه این هم...
...
(البته اگر نظرتون را در باره پست قبل بدید هم ممنون می شوم)