اگر اهل تاتر هستید و از فیلم های بیضایی خوشتان میآید و در عین حال سورئالیست را دوست دارید همانگونه که شعر حافظ را ،پیشنهاد می کنم به تماشای فیلم تردید بروید.

البته نه در سینما های روشنفکری چون سپیده و فرهنگ، که باید در آن سکون کنی. در همین سینما پارس انقلاب که عده ای از دیدن فیلم حوصله شان سر برود. جلویت به خواب رفته باشد. کناریت چیپس و تخمه خود را بخورد. و تو با دوست خود در بعضی صحنه های فیلم یک گفتگوی درباره آن داشته باشی و کسی نگوید سیس.

بیشتر درباره فیلم نمی گویم که نه نقاد فیلم هستم و نه توانایی آن را دارم.

اما یک موضوع که من احساس کردم کارگردان سعی بر برجسته کردن آن دارد را بیان می کنم.

فیلم بشدت خرافات زده است. در دل مدرنیته و زندگی مدرن کهنگی بیداد می کند و عقاید کهنه راه به خرافات می زند.

شاید یک پیام کارگردان آن است که خطر خرافات را گوش زد کند که با تمسک به آن از زندگی مدرن دور می شویم و بازگشن به عقبی خواهیم داشت.

درست است که پایان بندی فیلم آن چیزی نشد که تناشگر فرک می کرد

اما یک جورهایی هندی از آب در آمده است.