24 لاست
.
در این چند وقت دو سریال دیدم و تقریباً هر دو به پایان رسیده است.
اولی لاست بود و دومی 24
حال می بینم که تفکرات قوی در آن سوی جهان و در دو سوی متفاوت و متضاد جریان دارد. اول لاست است که منبعش کتب آسمانی است، می خواهد با حداقل صفات مشترک انسانی ، عموم انسانها را به هم باز پیوند دهد. می خواهد نشان دهد تک تک اعمال ما در همین دنیا به خودمان باز می کرد. تک تک اعمال ما ، حتی نیات ما، حتی فشار دادن دکمه کوچکی ممکن است سرنوشت بسیاری دیگر را عوض کند. پس باید بر اندیشه و نیات و اعمالمان بیشتر دقیق شویم. اندیشه کنیم.
لاست نشان می دهد که بازگشت به فطرت تنها راه علاج انسان بیمار اکنون است. نه جنگ ، نه شکنجه ، نه خود بزرگ بینی هیچ کدام راه حل نیست که جام شوکرانی بر این بیمار رو به موت است.عشق را بر جسته می کند( حتی اگر در نظر متشرعین مسلمان ،صحنه های خلاف عفت جای جای فیلم را پر کرده باشد و مگر حافظ برای معانی بلند خود جز این صحنه های خلاف عفت عمومی بهره برد؟)
بدی به ذات خود بد است . بد خوب نداریم بد مصلحت اندیش نداریم.دروغ، شکنجه، خیانت به ذات خود بد است و مصلحت بردار نیست. ( مقایسه کنیم با امروز خودمان که آن قدر مصلحت اندیش شده اند که رویه همان مصلحت است)

اما 24 نماد مخالف لاست است. مردی که برای جان انسانها مجاز به شکنجه کردن است. عبور کردن از قانون است تا جان انسان های بسیاری را نجات دهد.(البته فیلمنامه طوری انگاشته شده است که بشدن مخاطب را همراه خود می کند و با خود همراه می کند). بله شکنجه ، کشتن ، قتل و... بد است اما لازم.دنیا مکان آرامی نیست که دم از انسانیت بتوانی بزنی. دنیا مکانی است که یک 24 ساعت آن اندازه 1000 سال سرعت دارد. پس باید کارهایی کنی که اندازه 1000 سال جلو بی افتی و گرنه نابود می شود.
جان کلام 24 این است :هدف وسیله را توجیه می کند.( بشدت افکار ماکلیاوی در پشت پرده های آن وجود دارد).
حال باید دید کدام دیدگاه می تواند در مردمان آینده نهادینه شود.این یا آن. با توجه به سیر تحولات جهان و حتی کشور خودمان، از جنبش سبز بگیر تا ریس جمهور رنگین پوست آمریکا ، من به این که دنیا ما، اندیشه لاستی بر خود بگیرد خوش بین تر از دیگری هستم.
