هوا این هفته واقعاْ عجیب بود .هوای سرد و بارانی که در ارتفاعات به صورت تگرگ بود و البته که دماوند سفید شد.

این هفته ما برای بار گذاری و شناسایی سخترین قسمت خط ارس قر داغ که قله های قرداغ۱ و ۲ بود رفته بودیم که گزارس کامل آن را در پست بعدی می آورم .فقط این رو بگم که من در این چند ساله که کوه می روم چنین تجربه ای رو نداشتم که از تیغه های ۱۰ سانتی به صورت بند باز گونه عبور کنم ویا از تیغه آویزان باشم و یا به اصطلاح خر سوار گونه تیغه را عبور کنم و آن هم این وضعیت ۴.۵ساعت ادامه داشته باشدو در دو طرف پرتگاه هایی با ارتفاع های بلند باشد.

تو این برنامه افتادم و جفت پاهام یه جورایی قلم شد.

ظاهراْ یک تیم هم می خاست تشکیل شود که همان روز های اول از هم پاشید(تیم یا کریم)

تو این دوهفته  چند تا کتاب خواندم (باریکلا)که قشنگترینشان ما چگونه ما شدیم زیبا کلام بود که سیرتاریخی تشکیل شدن ایران  را با کلامی تاریخی و منطقی تشریح کرده بود و چگونگی بوجود آمدن استبداد در ایران را کاملاْ بست داده بود . در مجموع تغیر نگرشی را در خود احساس کردم .شاید اوج کار ایشان آوردن نامه عباس میرزا ولیعهد  بود به سفیر فرانسه که چرا شما اینقدر پیشرفت کرده اید و قشون شجاعت بیش از حد دارید و ما نداریم مگر آن افتابی که اول به ما می تابد بعد به شما چه فرقی میکند که ما اینگونه ایم وشما آنگونه که خدا شاید چیزی در شما افزون کرده و...(نقا به مضمون بود که متاسفانه فراموش کردم کامل یادداشت کنم)

به نظر شما آیا می تواند این سئوال که ۱۵۰ سال پیش  شده را امروز نیز مطرح کرد؟

و همچنین رمان سفر به گرای ۲۷۰ درجه دهقان بود که در موضوع جنگ می گشت و قلمی روان و ساده داشت .البته نتوانسته بود همه شخصیت هایی که بوجود آورده بود را کاملاْ توضیح دهد .از این نویسنده روی ماه خدا را ببوس را نیز خواندم و باز البته خوشم آمد .

این هفته در مسیر بازگشت از برنامه هلال ماه خیلی زیبا بود و به یاذ شعر کوچه مشیری افتادم  در داستان مرا ببوس نوبت عاشقی مخملباف .ظاهراْ کتابش رو که داشتم شوهرش دادم و نمی دانم کجاست و به کی دادم .(دسگه اظهار فضل بسته .بچه برو آدام شو .با این چیزا که بلغور کردی بازم همون سهیلی هستی که هستی)