1.jpg

سرگردانی


3.JPG

سفید بود، همه جا، ای کاش دلم هم سفید بود


2.JPG


قندیل های یخ زده قلب من


6.JPG

ما 5 نفر

5.JPG

اجلاس کپنهاک ما


4.JPG

سرمه درخت

7.JPG


پیک قلب یخ زده من



این چند روز در کارگاهی که یونسیف برگزار کرده بود به فعالیت مشغول بودم.همه از کودکان و اطفال گفتند و شنیدند. از ظلمهایی که بعضی بر آنان روا می دارند.

امروز جمعه را هم دیدم که به تاسوعا و عاشورا می خورد از کوه رفتن منصرف شدم و به هیئت موسی بن الجعفر رفتم. هیئتی که آذربایجانهای مقیم مرکز آن را سالها پیش پایه ریزی کرده اند و در ایام انتخابات و سال روز وفات امام صادق موسوی به آنجا آمد و عزا داری کرد.

ظاهراً امروز را مداحان تماماً از علی اصغر می خوانند. فضای این 4 روز کارگاه به مداحی های آنان گره خورد و ...

اما مطلبی از این دو موضوع  که گفتم گیرم آمد:

با توجه به این پیشینه و این سنت( مداحی در روز بخصوص پیرامون طفلی مظلوم)می توان آن را به سمت حمایت از کودکان سوق داد و گره زد. بنده از امسال بر این موضوع فعال خواهم شد. حتی اگر  تنها فکری باشد. شما هم شاید توانستید. با توجه به علاقه عموم مردم به سنت عاشورایی و این روز و این شخص بتوانیم راهکار حمایتی در خصوص کودکان این مرز  و بوم و هر کودک دیگری بیابیم.

در این روزها ملتمس دعای دوستان هستم