هملون 88
سرگردانی
سفید بود، همه جا، ای کاش دلم هم سفید بود
قندیل های یخ زده قلب من
ما 5 نفر
اجلاس کپنهاک ما
سرمه درخت
پیک قلب یخ زده من
این چند روز در کارگاهی که یونسیف برگزار کرده بود به فعالیت مشغول بودم.همه از کودکان و اطفال گفتند و شنیدند. از ظلمهایی که بعضی بر آنان روا می دارند.
امروز جمعه را هم دیدم که به تاسوعا و عاشورا می خورد از کوه رفتن منصرف شدم و به هیئت موسی بن الجعفر رفتم. هیئتی که آذربایجانهای مقیم مرکز آن را سالها پیش پایه ریزی کرده اند و در ایام انتخابات و سال روز وفات امام صادق موسوی به آنجا آمد و عزا داری کرد.
ظاهراً امروز را مداحان تماماً از علی اصغر می خوانند. فضای این 4 روز کارگاه به مداحی های آنان گره خورد و ...
اما مطلبی از این دو موضوع که گفتم گیرم آمد:
با توجه به این پیشینه و این سنت( مداحی در روز بخصوص پیرامون طفلی مظلوم)می توان آن را به سمت حمایت از کودکان سوق داد و گره زد. بنده از امسال بر این موضوع فعال خواهم شد. حتی اگر تنها فکری باشد. شما هم شاید توانستید. با توجه به علاقه عموم مردم به سنت عاشورایی و این روز و این شخص بتوانیم راهکار حمایتی در خصوص کودکان این مرز و بوم و هر کودک دیگری بیابیم.
در این روزها ملتمس دعای دوستان هستم
