داستانک


14- 15 سالش بود. تازه از سر کار به مرکز کودکان برگشته بود.

از خوبی قدیما می گفت و از بدی اینا و می گفت زمان اونها بهتر بوده.

مربی اش پرسید مگه چند سالته که اینا و اونا می کنی؟تازه الان اگر اینا نبودن می دونی باید کجا می خوابیدی؟ تو کارتون.

پسر: نه اینا بودن که طلاق رو درست کردن. زمان اونا طلاق نبوده

مربی: لبخندی زد و گفت طلاق از اول تاریخ بوده ، اینا و اونا نداره.

آینده هم خواهد بود.

پسر بچه از نگاه یک بچه طلاق داشت به سربازایی که تازگی ها تو 4 راه ولیعصر می ایستادند. به موضوع نگاه می کرد. 


پسرک تو خنده هاش و گریه هاش- تو پندار و حتی سیاست روز  همیشه به فکر طلاق پدر و مادرش بود و از نگاه یک بچه طلاق به همه اینها فکر می کرد

___________

دوستان من در انتخاب آینده و همراهمتون دقت کنید. نکند فردا هایی بچه های طلاقی به نام ما تمام شود.