شبانه
رفته بودیم فیلم شبانه و حالا برگشتیم. 3 نفر هر چی زور زدیم بفهمیم چی دیدیم ، نفهمیدیم. تا می آمدی زوم کنی تو فیس هدیه یک فلش نور خفن میزد چشتو و داغون می کرد. لامصب نذاشت کارگردان خرش یک دل سیر هدیه رو نگاه کنیم. ما که دستمون نمی رسه بریم نمیشگاهش و عکساش و بخریم و مال بزرگانه!!!
اما تو سینما که می تونیم هنر عکاسیشو ببنیم!!!
دلم برای هدیه سلطان و قرمز تنگ شده بود، گفتم برم دلم باز بشه، تنگتر شد.

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت توسط سهیل
|