قله دو شاخ
این هفته که گذشت قله دو شاخ را صعود کردیم. نسبت به 2 هفته گذشته برف زیادی آب شده بود و تنها روی قله برف وجود داشت. یک برنامه 100 درصد تربیت معلمی بود. به آن معنی که صفت مشترک تمام افراد شرکت کننده در آن درس خواندن در آن دانشگاه خاطر بر انگیز بود. دست آخر هم بر روی قله با پرچم دانشگاه تربیت معلم خاطرات سالهای نچندان دور را زنده کردیم. قله دو شاخ مابین قلل چین کلاغ و پلنگ چال است که در جاهای از یال با گرده سنگی همراه می شوی. مسیر صعود به اینگونه است که از درکه راه می افتی و دقیقاً در دو راهی کارا به سمت چپ متمایل می شوی و در همان یال به صعود ادامه می دهی به گونه ای که سمت چپت دره کارا و سمت راستت دره جوزک قرار بگیرد. مسیری آرام و دنج که از شلوغی مسیر پلنگچال خبری نیست. نتوانستم عکس ها را آپلود کنم به امید فرصتی دیگر.
عید میلاد پیامبر مبارک.
" سرعت خیال، غیژ کشیدن شهاب را ماند. در دم گم می شود. باز تو می مانی و تو. تو با همه ی آنچه که زندگانی ات را پر کرده است، آشفته کرده است. تو در کانون هجوم هستی. تو نیستی که بی تابی، این بی تابی ست که تویی. بیتابی امانت نمی دهد. دم به دم بر تو می تابد. می تازد...."
به حق قرآن معجزه زنده محمد است.
گویند مثنوی معنوی هم قرآن فارسی است
این روزها قدرت کلام کلیدر گاهی میخکوبم می کند.
آری کلمات بزرگترین لطف خداوندی بر بنی بشر بود.
زنده تر و پویا تر از هر چیز دیگری...