گزارش برنامه خط ارس قر داغ
۴شنبه ۳/۵/۸۶
شب ساعت ۷:۳۰ از تهران به سمت گردنه امامزاده هاشم حرکت کرده و پس از عبور از امامزاده در پل مرغ پیاده شدیم .شب را در اتاقکی که چوپانهای افغان در آن استراحت می کردند . با مهمان نوازی آنها به صبح رسانده و صبح ۵ شنبه ساعت ۴:۳۰ حرکت میکنیم با کوله هایی که هر کدام بین ۲۰ تا ۲۵ کیلو بار داشتند چرا که آب وغذای دو شب و روز را باید با خود حمل می کردیم .در ساعت ۷:۱۰ در حالیکه شیب تندی را بالا کشیده ایم به خط ارس می رسیم.در ساعت ۷:۳۰ اولین قله خط ارس را به اسم بزمچال با ارتفاع ۳۴۶۰ متر صعود می کنیم.قله فرعی را در ساعت۸:۳۰ با ارتفاع ۳۴۰۰ متر گذرانده ودومین قله میان رود با ارتفاع ۳۴۳۰ متر در ساعت ۸:۵۰ ازسر می گذرانیم.قله فرعی با ارتفاع ۳۴۶۰ متر در ساعت ۹:۰۰ رفته و سپس
تابلوی یاد بودی که به خاطر مرگ کوهنوردی بخاطر بهمن در بین مسیر قرار داده اند را در ساعت ۹:۱۵ می بینمیم .از این به بعد به صورت تیتر وار بقیه میسر را گزارش خواهم کرد.
۳.قله نور ارتفاع ۳۴۵۰ ساعت ۱۰
۴.قله لاسم ارتفاع ۳۶۴۰ ساعت ۱۱:۱۵
قله های فرعی با ارتفاع ۳۶۵۰ ساعت ۱۲:۱۵ و ۳۶۴۰ در ساعت ۱۴:۰۵ و ۳۷۵۰ در ساعت ۱۵:۵۵و ۳۷۸۰ در ساعت ۱۶:۱۰ را گذرانده و به دلیل نا مساعد بودن هوا و خطر صاعقه مقداری ارتفاع کم کرده و در ساعت ۱۷ چادر می زنیم.بعد از یک ساعت که مشغول صاف کردن زمین برای برپا کردت چادر کردیم .سر انجام در ساعت ۷ یک استراحت کاملی را می کنیم .هوا خوب شده و ابرهایی که در بالای دماوند بودند رخت بربسته اند . گویی هیچ نبود در حالیکه چند ساعت قبل دماوند به واسطه رعد و برق وصاعقه هایی که میزد به مناطق جنگی شباهت داشت با صدای مخوفی که ایجاد می کرد پس د ما در کنار چادر ها در حالیکه مشغول نوشیدن چای هستیم همه محو تماشای دماوند شدیم .دماوندی که شفیدی آن به واسطه بارش برف بیشتر شده .گویی او لباس های خاکی تابستانیش را جمه کرده و لباس سفید زمستانیش را ند ماهی زودتر بر تن کرده .دیگر شب شده و دماوند رنگی محو به خود گرفته ماه ۱۲ رجب از بالا خود نمایی می کند و مارا وادار می کند کمی دیر تر بخوابیم .چند نفری روی خط ارس می رویم و این بار شهر دماوند با چراغهای روشن خیابانها خود نمایی می کند .سر انجام تسلیم چشمانمان شده و می خوابیم.
جمعه۵/۵/۸۶
ساعت ۵:۲۰ حرکت می کنیم و۵ .۶.و۷.قله های چنگیزخانی۱و۲و۳ با ارتفاع های ۳۸۶۰متر و۳۹۶۵ متر و ۴۰۲۰ متر را در ساعت های ۶:۱۰ و ۶:۳۰ و۶:۴۵ صعود می کنیم.
۸.قله پروانه با ارتفاع ۴۰۱۵ متر در ساعت ۷:۰۰
۹.انگمار۲با ارتفاع ۴۰۳۵ متر در ساعت۸:۳۰
۱۰.انگمار ۱ با ارتفاع ۴۰۵۵ متر در ساهت ۹:۱۵ صعود کرده پس صبحانه می خوریم باز روبه روی دماوند .دماوند آرام است ولی کم کم دارد ابرها را به دور خود جمع می کند.
۱۱.قله دو برار غربی با ارتفاع ۴۰۱۵ متر را در ساعت ۱۱ ثعود می کنیم .مسیر کاملاْ تیغه ای و ریزشی شده و این ما را بیشتر خسته می کند.
۱۲.قله دو برار شرقی با ارتفاع ۴۱۰۰ متر را در ساعت ۱۲
۱۳. قله سوز چال(به قول بچه ها سوسک چال) را با ارتفاع ۳۹۸۰ متر در ساعت ۱۴:۰۰ صعود می کنیم در حالیکه ابرهای سیاههی که ما را تعقیب می کردند به بالا سر ما رسیده اند و صدای غرولندشان را می شنویم و در کوه روبه رومان دماوند غوغایی است و۳ لایه ابر بر روی هم تلنبار شده اند .دماوند مانند مر کز پرگار ابرها را به گرد خود جمع می کند(موندم این همه ابر می خاد چه کار به چه کارش می یاد)
۱۴.قله رخش ۱ را با ارتفاع ۴۰۱۰ متر در ساعت ۱۴:۴۵ صعود می کنیم و در حالیکه خط ارس به شدت شیب کم می کند (با هر قدم که می آومدم پایین قلبم می افتاد تو دهنم چرا که دوباره باید این شیب را بالا کشید)یک دسته شکار چی دیدیم .
در ساعت۱۵:۰۰ در حالیکه به شدت گرسنه بودیم روی کردنه برای ناهار نشستیم و بعد از ۱ ساعت استراحت ساعت ۱۶:۰۰ حرکت کردیم
۱۵.قله رخش ۲با ارتفاع ۴۰۸۰ متر را در ساعت ۱۶:۴۵ و
۱۶.قله کمر پشت با ارتفاع ۴۰۵۰ متر را در ساعت ۱۷:۱۵ صعود می کنیم
حال خط ارس به دشت بیشتر شبیه است ولی هنوز هوا نا مساعد است و خطر صاعقه ما را تهدید می کند .در حالیکه با علایم جی پی اس تنها ۷۵۰ متر با بار گزاری که کرده بودیم (به عشق آن هندونه ده کیلوی که هفته قبل گذاشته بودیم این همه راه آمده بودیم) خطر صاعقه افزونی یافت وموهای عده ای از بچه ها سیخ شد(من خوشبختانه کچل بودم)و در گوشها صدای سوتی پیچید(علائم صاعقه )پس مجبور شدیم شیب تندی را به شرعت پایین کشیده (دل همه پیش آن هندونه بود)به طوری که در عرض ۱۵ دقیقه ۳۰۰ متر را پایین امده و دیگر با توجه به آنکه خسته بودیم نمی توانستیم بالا برویم (شیب هم خیلی تند بود).مجبور شدیم برای آنکه چادر بزنیم چند صد متر دیگر پایین برویم و عملاْ نتوانیم خط ارس را یه پایان برسانیم(هندونه هندو....)
شنبه ۱۳ رجب احمد آقا و مهدی بالا رفتند تا بار گذاری را بیاورند و ما به سمت روستای هویر در ساعت ۸:۰۰ حرکت کردیم و بعد ازآنکه در کنار چشمه ای زیبا و پر اب بعد از ۳ روز سرو رومان را شسته وصبحانه خوردیم در مسیری پا کوب در ساعت ۱۰:۳۰ به هویر رسیدیم
روستای هویر ۱۸ کیلومتری دریاچه تار است و از آنجا تا جاده فیروز کوه ۲۵ کیلومتر راه است و ما از روستای بعدی (ده نار) ماشین گرفته و به سر جاده آمدیم.(هندوانه...)در این فصل آلبالو گیلاس به وفور یافت می شود و در اواسط مهر ماه گردوی این منطقه میرسد.در ضمن کندوهای عسل نیز زیاد است(کلی هم مترسک داره)