بدو لولا
۱.آخر وقت شد که فیلم بدو لولا را ببنیم . اگر بخواهم فیلم را در یک جمله کوتاه تعریف کنم اینگونه است :عرفان از دید یک انسان غربی
اول انکه چون خودم شبها می روم می دوم و فیلم هم همش در حال دو است و اهنگی مخصوص دو داشت خیلی مزه داد (کلی با لولا هم ذات پنداری کردم).خلاصه داستان : دوست پسر لولا (مانی) که یک خلاف کار ساده است در یک معامله که باید خودش را به رئیسش نشان می داد ۱۰۰ هزار مارک می گیرد ولی در مترو جا می گذارد و یک ولگرد آن را پیدا می کند و حال از باجه تلفن به لولا زنگ زده و از او می خواهد که ۱۰۰ هزار برایش جور کند و گرنه به سوپر مارکت دست برد خواهد زدو لولا در این ۲۰ دقیقه باید جور کند .
داستان ۳ قسمت تشکیل شده که لولا در دو بار اول تلاش می کند و آن پول را بدست می اورد دفعه اول خودش کشته می شود و دفعه دوم مانی .داستان به گونه ایست که می تواند به عقب برگردد و دوباره تکرار کند.در فیلم پدر لولا که بانکدار است یک رابطه پنهانی دارد و همچنین مادرش .
و اما چه جوری عرفان را به فیلم بچسبونیم .اول از همه فیلم یک پیام بسیبار روشن دارد :می توان با تلاش و ارده خود حاکم سرنوشت خود بود.و اما ان نتیجه که من گرفتم یعنی: عرفان لولا در دو دفع اول که تلاش می کرد ۱. هنگام پایین آمدن از راه پله ها(که به صورت انیمیشن است)از سگی که به او پارس می کند می ترسد(شک دارد که می تواند یا نه)۲. هنگام رسیدن به سر قرار به افرادی نا خود اگاه خواه با حواس پرت کردن خواه با تنه زدن اسیب می رساند(آسب رساند به انسانها در هر مقام و منزلتی).ولی در قسمت اخر که دیگر ۱. دو تجربه دارد(نگاه کارگردان به نقش تجربه در زندگی)و ۲.مصمم است در مواجه با سگ از خود جسارت به خرج داده و سگ را مغلوب می کند(یاد حرف احمد آقا افتادم که می گه: مشکل مثل سگ می ماند اگر از ان بترسی می آید که پاچه ات را بگیرد ولی اگر بخواهی با مشکل برخورد کنی مثل آن سگی است که تا خم شوی و سنگی بر داری دمش را رو کولش می گذارد و در می رود )و دوم به هیچ کس آسیب نمی رساند و در راه با خدای خود راز و نیازی کرده و به او توکل می کند(فتوکل ال.. و هو حسبه) پس به قمار خانه رفته با یک ژتون در عرض چند دقیقه ۱۰۰ هزار بدست می آورد و از آن طرف مانی نیز به کمک فعل و انفعالاتی که لولا باعث آن شده آن کولی را پیدا می کند و پول را به رئیسش می دهد در حالی که لولا ۱۰۰ هزار دارد.درفیلم عشق این دو را عشقی پاک قلمداد کرده و زندگی پدر و مادر لولا را عشقی دروغین چرا؟چون این دو با هم صادق بودند و آن دو باهم ریا کار.پس خدا حامی عشق پاک است .حتی اگر ان دو خلاف کار باشند.(در قسمت اخرش دیدم سینا تو خواب و بیداری. آهنگ فیلم هم تهییجم کرده بود دیدم یک لیوان اب یخ کنارم پس ریختم رو صورتش.ساعت ۱ شب یه الم شنگه ای راه انداخت که نگو(ولی کلی خندیدیم)
۲.این هفته هفته ای که ذیگر سربازمی شوم به قوا امیر قاضی قیافه ام شبیه گوسفندایی شده که می خواهند پیش پای حاجی سر ببرند و هیچ کس به اون توجهی نداره.ولی امیر آقا:اگر کمی بیشتر دقت کرده باشی بچه هایی را باید دیده باشی که یه برگه کاهو دستشونه و می خواهند به خورد اون زبان بسته بدهند(آخر توجه)
۳. ال وعده و فا و قسمتی از کتاب شرح حال زندگی من :
قسمتی از مراسمی که عوام برای عقد کنان می گیرند:زیر فرشی که بساط عقد روی آن جاری می شود برای ولود شدن عروس ارزن می افشانند و عروس را در موقع عقد روی زین اسب می نشانند و همان زین را هم بر روی طشت وارونه ای که زیر آن چراغ عسل و موم بسوزد قرار داده و زبان بد مادر شوهر را در پای همین چراغ با میخ بر زمین کوبیده تا بدین وسیله زبان بندی کنند.....