ما وشبهای حسینه ارشاد
شبهای ماه مبارک و شبهای قدر این فرصت پیش آمد که 4 شب در مراسم ویژه قدر به لطف دوست خوبم، امیر چوبی در حسینه ارشاد شرکت کنیم.
شب اول دکتر دلشاد پیرامون مولا علی گفت و ما را شیفته بیشتر دانستن پیرامون فلسفه و اندیشه مولا کرد.در واقع این جلسه بشدت آگاهی دهنده بود ، شب بعدش پیرامون امام صدر بود که چنگی به دل نزد، اما شعر زیبایی از باد کوبه ای بر دلم نشست.
شب دوم قدر، مجتهدی شبستری بود. مردی از جنس فلسفه و دین.گفتارش بیش از آنکه آگاهی دهنده باشد، تفکر بر انگیز بود، یعنی آدمی را وادار می کرد تفکر کند. در جمجمه اش جرقه هایی ایجاد می کرد، ای کاش این انبان مملو از هیزم آگاهی بود تا این جرقه ها باعث آتشی می شد که درون را در خود فرا گیرد، ای کاش.
شب آخر نیز دکتر مهدوی بود که همچون سخنران شب اول پیرامون فلسفه و اندیشه مولا علی با آمیختگی در قرآن و شعر مولوی و حافظ چون تیر بار سخن راند و البته بشدت آگاهی دهنده.بعد از آن نیز فاضلی میبدی بود که نمره متوسطی می گرفت.
اما ماحصل این شبها این نکات بود:
- پیرامون نهج البلاغه مولا علی بیشتر تفحص کنم(چنانچه مرا بتوانید راهنمایی بکنید سپاس گذارتان خواهم بود، بخصوص شرح های مناسبی که در این مورد به چاپ رسیده است،اگر cd در این مورد دارید، سپاسگذار خواهم شد از آن کپی داشته باشم)
- چون تمام گفتار های این شبها پیرامون اسلام رحمانی بود، تا حدودی این واژه و عبارت در ذهنم دارای جسم وابعاد و اندازه شد
- نکات 12 گانه فلسفه زیست اخلاقی از منظر مولا علی که دکتر دلشاد (این) بیان کردند را سعی خواهم کرد در زندگیم جاری سازم. از شما خوانندگان نیز تقاضا دارم در این راه مرا یاری کنید و چنانچه نوشتار یا گفتار یا عملی مخالف فلسفه اخلاقی دیدند بر من متذکر شوند.
در این باره: