پیرو مطلبی که پیرامون سریال زاینده رود نوشته بودم، تصمیم گرفتم مطلبم را بیشتر باز کنم.

 در زمانهای گذشته قصاص کاربردی داشت که امروز آن کارکرد را از دست داده است.

 در گذشته فرد در قبیله زندگی می کرد و کشته شدن فردی از قبیله ای موجب جنگ دو قبیله می شد و چه بسا بسیاری در این زد و خورد کشته می شدند و قاتل سالم می ماند. پس راهی بین بین اسلام در نظر گرفت که فرد قصاص شود و یا دیه بپردازد. با توجه به ساختار قبیله ای معمولن قتل ها به دیه ختم می شد.

 حال با امروز مقایسه کنید. فرد دیگر در دامان قبیله زندگی نمی کند و دیگر حمایتهای قبیله گی را ندارد و نیروی تازه جدید جامعه و زندگی مدرنیته باید جای خالی قبیله را پر کند.حال قتلی اتفاق افتاده است و قضیه مانند فیلم در مسیر زاینده رود است(بازگشت به این پست)دیگر قبیله ای وجود ندارد و باید افرادی تقاص رفتار اشتباه عضوی از خانواده را پس بدهد و آن مثال هایی که در آن پست زدم احتمال وقوعش به مراتب افزایش پیدا می کند.در اینجا باز تاکید می کنم در جهت کمک به افراد مظلوم جامعه که نقشی در قتل نداشته اند، بحث قصاص را به زیر قانون بکشیم و اگر نیز قراری باشد که فردی قصاص بشوداین جامعه و مدعی العموم باشد که تقاضا و اجرا می کند.

این هفته نیز طالقان بودیم و شب در چشمه های باصفای حسن جون اطراق کردیم و آتش روشن کردیم و لذت بردیم. چون دوربین نبرده بودم نتوانستم عکس های جالبی بگیرم.اما آتش و درخت و ماه و شب چهارده یک چیز با شکوه ساخته بود.