در  خانه یکی از دوستان بودم و مدتها بود که می خواستم از یکی از بزرگترین خلاقیت های بشری عکاسی کنم تا که در تاریخ ثبت شود.

و این خلاقیت این انسان نو آور است.

10082010144.jpg


 این چیزی نیست جز یک جا سیگاری.

این جاسیگاری همانگونه که مشاهده می کنید کنار شیر قرار دارد  و این شیر هم جایی نیست جز موال. گذشتگان مستراح یا محل استراحت می خواندندنش.جایی جهت استراحت. در واقع این ابداع این مکان استراحت را دلپذیر تر می کند. دل پذیر تر می کند. لازم نیست دیگر قیود اجتماعی و آدابی که دست و پاگیر است را رعایت کنی.(پیشنهاد می کنم فضای تصویر ساز ذهنتان را فعال تر کنید تا به عمق این کلمات برسید) دمی به دودی و آزاد از هر اجباری و فوتی از هر کجا و به مرور جا سیگاریت پر می شود.هر وقت هم که پر شد درش را می بندی و در جایی محفوظ می داری، هر سیگار نماینده یکبار حضور است، یکبار تفکر ، یکبار اندیشیدن.

البته این دوست سیگاری ما دوست داشت در مکانی به غیر اینجا مشغول فوت کردن و دم زدن بر سیگارش باشد، اما آداب و رسوم اجتماع عوض شده و دیگر به قول سعدی :

شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن

 تا به همسایه  نگوید که تو در خانه ی مایی

و اینگونه شد که به چنین جایی رسید.

 البته که هر مزیت، مضراتی هم دارد. با توجه به آنکه این ابداع در یک مکان استراحت ایرانی انجام گرفته و طریقه تفکر ورزیدن در مکان های استراحت ایرانی قاتل خیلی جاهای آدم است، از جمله زانو و غیره و اینکه اگر زیاد بر اندیشیدن اصرار بورزی احتمالن در آینده ای نچندان دور فکری بر نتایج آن که گذشتگان به وباصیرمی شناختند باید کرد، در واقع فکر نکیند هر اندیشیدنی نتایج مثبت به همراه خواهد داشت. آن وقت است که اگر کار به دست جراحان زبر دست این حوزه برسد ،به قول عزیزی که این مسیر اندیشیدن را طی کرده است، حاضر بودی مغز و قلبت عمل می شد و آنجایت نه.

* در این فضایی که غبار و آلودگی و رخوت ناشی از آنها و خیلی چیزها جانهایمان را از خندیدن و رها بودن، باز داشته مجبور به نگارش چنین پستی شدم