انتخاب
چند ماه پیش بود که ابن تابلو رو جنب محل کارم دیدم .اولش سریع گذشتم اما بعدش بیشتر به مفهوم این سئوال پرداختم . تا چندین روز به تفکر درباره جواب آن پرداختم.
راستش می تونستم به هر دو قسمش جواب مثبت بدم.
اما
اما
اما آزاد مرد بودن از نگاه حسین بیشتر با میوه کمال رسیده شبهات دارد تا آن دیگری البته که والا مقام پیامبر در گزینه دوم را پذیرفت.
حلاج ها و عین القضات ها میوه های رسیده ای بودند که در کمال افتادند.
قرآن کریم شهیدان را والاترین انسانهای رسیده به راس هرم انسانیت می داند و می دانیم در شهادت لزومن نباید در زوال افتاده باشی و بیشتر جوانان هستند .
احتمالن نظر بنده همان میوه رسیده باشد.
***
ای کاش می تونستم از روزهای جدید کاریم بنویسم.
همین بس که برویم قدر دوران کودکیمان و پدر و مادر مسئولمان را درک کنید.و گر نه این روزها ، روزهای بزرگ بودن، روزهای سختی برای زندگی کردنمان بود.
امروز اتفاقن یک کاست فیلم از دوران کودکیم را مادر در آورده بود تا از VHS به cd تبدیل شود. دوران بین 10 تا 15 ساللگیمان در یک فیلم 45 دقیقه ای بود. بنده همه آخر احساسات گفتم از این فیلم ها خوشم نمی آید. اما در این فیلم می شود مسئولیت پدر و مادری را دید که کمتر بچشم می خورد.
باور کنید کودکانی در همین شهر ما زندگی می کنند که تجربیاتی که آنها مجبور به کسب کردن انها شده اند یک کوه را از هم متلاشی می کند.
و باز هم در یک دو راهی سختی قرار گرفته ام.
گاهی فکر می کنم زندگی انسانی ، یا بهتر بگویم حیات انسانی، چیزی بسیار سخت و سنگین است.
چرا که هر آدمی مجبور به انتخاب است و این انتخاب های ، این آری یا نه ها، این بودن ها و نبودن های ساده ممکن است جریان کلی و از آن به بعد آن انتخاب را دچار تحولی اساسی کند و اینکه ما دائمن مجبوریم انتخاب کنیم.
ای کاش حرف جبریون را می پذیرفتم و انسان انتخاب گر رو فراموش می کردم.
