3 هفته پیش بود که پای سریال مختار نشستم و بعد از مدتها یک برنامه تلوزیون را بطور کامل مشاهده کردم و از آن به بعد دنبال کرده و می کنم . یک چیزهایی درون این سریال بود که بنده رو یاد خیلی چیزها و خیلی کس ها می انداخت.!

 در مجموع سریال خوش ساختی است و البته اندیشه ساز.تنها سریالی که بعد از دیدن  آن تفکر آغاز می شد،  وبنده دیده ام لاست بود و اکنون مختار نامه هم چنین خصوصیاتی دارد.

 ای کاش صحنه های جنگ را آن گونه کاریکاتوری درست نمی کردند و دنبال تصویر سازی شکل هندسی منظم نیزه ها و... نبود. حداقل همچون آن صحنه کامپوتری که امام قطره ای از خون خود را به آسمان پخش می کند  و بسیار بسیار تاثیر بر انسان می گذارد ،صحنه های جنگ را طراحی می کردند. یا مثل همین ملک سلیمان ، انیمیشن در صحنه های جنگ نقش بیشتری را ایفا می کرد.

چرا که معتقدم دشمنان امام افرادی ابله و منگل نبودند. نادان بودند و غافل. و تو هرچه دشمن را کاریکاتوری فرض کنی گویی در طرف دیگر ترازو دست کاری کرده باشی.

در همین جا از کارگردان این سریال به عنوان یک شهروند تشکر و قدردانی می نمام.

  و در هفته و روزهای شهادت که در پیش است در بیابنهایی که مختار در آنجا فیلمبرداری شده روزگار خواهم گذراند و به روزگار خود و مردمانم فکر خواهم کرد.از شما هم ملتمس دعا هستم.

·    این پروسه که در مترو و اتوبوس به سخنرانی و کتابهای گویا گوش می دهم و قبلن هم توضیح داده ام خیلی خوب جلو می رود. اکنون قسمتهای پایانی کتاب کیمیاگر نوشته پائلو کئیلو با صدای محسن نامجو را گوش می دهم .

کتابی که دوبار خوانده ام و این بار سوم را گوش می دهم. کتابی که بخاطر آن 5-6 تا کتاب دیگر از این نویسنده خواندم و اصلن دلچسب نبود. اما این کتاب سرشار از معانی است.حتی جا دارد یک یا چند پست مستقل به آن اختصاص یابد. اما کار نامجو در این اثر فوق العاده است.هم آهنگها و هم شخصیتها و صداهای متفاوتی که از خود در می آورد. در واقع موسیقی تلفیقی که او در حال پرورش آن است در این اثر خود را نمایان کرده است.

اکنون نیز به هر کسی که هدیه بخواهم بدهم میگویم بلوتوثت رو روشن کن و برو.

 این اثر را گوش می دهم و با خود نجوا می کنم که ای کاش کلیدر هم به چنین سرنوشت مبارکی برسد. و جوانمرد یا جوانمردانی دست همت گذارده و آن را به این صورت گویا نمایند.

 این هفته که صدا و تصویر دولت آبادی را شندیم  و دیدم دوباره فیل ام یاد هندوستان کرده و یک دلم می گوید دوبار شروع به خواندن کلیدر کن. احساس می کنم کسی که یکبار کلیدر بخواند به آن معتاد می شود.اعتیادی از نوع مواد توهم زا. یعنی یک جورهایی شبیه شیشه و مواد توهم زا عمل می کند که ممکن است آثار مصرف حتی ماها پس از مصرف خود را نمایان کند.

راستی تا یادم نرفته، تکرار این برنامه سه شنبه ساعت 17:30 می باشد.

و در آخر دیشب خبری شنیدم که مرا از ناراحتی که چند روزی با آن درگیر بودم در آورد . دستش درد نکند. در پست بعدی به شرح آن خبر خواهم پرداخت.