به لطف  موقعیت جدید کارم در طول هفته چند روزی را وقت آزاد دارم. در نتیجه این دوشنبه تصمیم گرفتم کمی کوهپیمایی هایم را افزایش دهم. اگر خاطرتان باشد آن دوشنبه و یکشنبه قبلش یکی از زلال ترین روزهای تهران بود و آسمان تقریباً آبی بود.

پس به همراهی یکی از دوستان راهی شیرپلا شدیم. در مسیر 5-6 نفر بیشتر ندیدیم . در واقع کوه برای خودمان بود و لذت آرامشی که نیاز داشتی را صد چندان می کرد.البته که برف نبود و همین هوای صاف را باید غنیمت میدانستیم. تا به حال یاد ندارم که در این فصل آبشار دو قلو و شیرپلا را بدون یخ و قندیل و نحیف دیده باشم.

 باری تنها دلگیری بنده آنجایی بود که دیدم یکی از درختان بین آبشار دوقلو تا شیر پلا افتاده یا شکسته شده است.با این درختان و این مسیر، خاطرات آخر هفته دوران کودکیم را سپری کرده بودم. حیف

حیف

***


این هفته نیز قله روته در فشم را صعود کردیم. 5 کیلومتر بعد از فشم به سمت گرمابدر ، سمت راست جاده روستای روته و قله روته قرار دارد. پیش روی روستا نیز قله آبک عرض اندام می کند.

 بعد از مدتها از آغاز فصل سرما برفی، دیدیم، البته که برفش برف دیماه نبود و بیشتر به برف های آبان ماه شباهت داشت.کمی سرما و سوز را حس کردیم و از این حس بسیار مسرور شدیم. ساعت 8:05 از روستا حرکت کردیم و در ساعت 12:30 در خط الراس انتهایی قله بودیم. گهگاهی درگیر با سنگ لذت مسیر را زیباتر می کرد.با توجه به شیب تند دره و برف پودری انباشه شده در خط الرس و احتمال خطر تصمیم گرفتیم قله را صعود نکنیم و در تقریباً 15 متری قله و 5 متر کمتر از ارتفاع اصلی قله بازگشتیم.

دهلیز


ذهن باز

ساعت 15:15 نیز روستا بودیم. بعد از مدتها برف ندیدن برنامه خوبی از آب در آمد

و سپاس از حاج احمد طاهر جویان و آرزوی سلامتی برای ایشان و دوستان آلاله وارم که در این روزهای خاکستری مغز مرا سرشار از اکسیژن کردند.(واقعاً تفاوت هوای پر اکسژن با کم اکسیژن در  رفتار و خوی و منش و افکار کاملاً مشهود است).

دیواره

2 همنورد

برآمدگی دومی قله روته می باشد