این هفته21- 22-11- 89 برای قله ناز واقع در کلوان اقدام کردیم.

 صبح ساعت 8 از تهران حرکت کردیم . در جاده چالوس پلیس بعلت نداشتن زنجیر چرخ 10 هزار تومان جریمه مان کرد . کمی بعد پلیس کلانتری ماشین را نگه داشت و پرسید آبکی چی دارید؟ ما گفتیم نه منه؟

 همین که صندوق را باز کرد و کوله ها را دید گفت بگید چی دارید؟ قرار شد یکی از کوله ها رو بگرده. اما همین که کلنگها و باتوم ها رو دید بیخیال شد و فهمیدم ما 3 نقطه تر از این حرفها هستیم که آبکی داشته باشیم.

 ساعت 10:30 از کلوان به سمت جانپناه ناز که به نام سیادر معروف است از سمت باغات و یال سمت راست مشرف بر ده حرکت کردیم. حجم برف زیاد بود و هرچه بالاتر می رفتیم بیشتر می شد. کوله هامان را زمستانه بسته بودیم. 2 ساعت بعد از حرکت ، مسیر چندانی نرفته بودیم که حجم برف غیر قابل تصور ما شده بود. هر 15 دقیقه جا ها را عوض می کردیم و ما 4 نفر بیشتر نبودیم.حجم برف زیاد بود. ساعت 6:00 بعد از ظهر بدون هیچ وقفه ای در حالیکه به شدت به دلیل برف کوبی خسته شده بودیم به جانپاه رسیدیم.  7.5 ساعت، ارتفاعی  حدوداً 900 متری رفته بودیم.مسیری که طبق اصول کوهنوردی نباید 2 ساعت بیشتر طول می کشید.

اما جانپناه سیادر، کوچک و نقلی است، 8 نفر به زور جا می شوند و محفلی آشنا دارد. مثل امامزاده های قدیمی  گلی و چوبی و خشتی که هنوز اسیر تیر آهن و بتن و متولی و ... نشده اند.

 تا وسایل یخ زده و خیس و کفش ها را از پا در آوریم و ساکن شویم، یک ساعتی زمان برد و بعد از آن ناهار بود یا شام نمی دانم ، اما هر چه بود خوردیم. یکی از دوستان الویه آورده بود؛به آن هم رحم نکردیم،داغش کردیم و خوردیم. وقتی که کمی انرژی به بدنهامان وارد شد و خود را پیدا کردیم، شروع به صحبت درباره برنامه فردا کردیم

 به دلیل حجم بسیار زیاد برف، کم بود ما ، کم بودن زمان، و بدی شرایط آب و هوایی گروه 4 نفره ما تصمیم گرفت ، از صعود فردا صرف نظر کند.

 شروع به خوردن نوشیدنی کردیم، چای، چای لیمویی، هات شاکلت غلیظ، نسکافه بود که فنجان به فنجان می نوشیدیم.تار لطفی هم حال ما را دگر گون کرده بود، دیگر دست خودمان نبود. آهنگ بعدی ابراهیم تاتلیس بود که دیگر ما را سر خوش کرد. یاد آن پلیس افتادم که گفت آبکی ندارید؟ اگر می دانستم ما با همین نوشیدنی ها سرخوش می شویم حتمن جواب دیگری به او می دادم.

 آسمان در تاریکی شب فرو رفته بود، دیگر اثری از بارش برف نبود و ستاره ها خود نمایی مر کردند.

 آخر شب هم با صدای زمستان شجریان به خوب رفتیم.

 فردا صبحش نیز بدلیل بارش مجدد برف مجبور به برف کوبی شدیم . مه غلیظی هوا داشت و جلو پایمان را نمی دیدیم.مسیر اصلی خطر سقوط بهمن داشت و ما بکمک جی پی اس امیر از همان راه آمده برگشتیم.

نکات فنی قابل ذکر:

 مسیر صعود به ناز زمانی سه روزه می طلبد. یک روز تا جانپناه- یک روز تا قله و برگشت به جانپناه و یک روز نیز از جانپناه تا روستا

گروه 4 نفره با توجه به حجم کوله ها کم است و باید افراد بیشتری درگیر برف کوبی شوند.

جی پی اس مسیر رفت را نشان می دهد و در صورت مه گرفتگی می توان از آن کمک گرفت.

مسرهایی، بخصوص نزدیک جانپاه وجود دارد که خطر احتمالی ریزش بهمن را دارد و باید با احتیاط فراوان از آن عبور کرد

 تمام موارد ذکر شده در صورتی است که حجم برف زیاد باشد.



مسیر برگشت



در اوج آسمان

خط شکن







سیادر  و جمع بی آلایش ما



کلوان


سیادر



باز هم نیمرو


دستکشی که جوراب شده بود

در راه