یک دو روز بود کسالت داشتم

تقریباً در دوتا 24 ساعت صدای ضربان قلبم را می شنیدم

تاپ تاپ های تند و تندش را می شنیدم و ضربه هایی که به قفسه سینه ام می زد را احساس می کرد

 اول به ذهنم آمد که:

هی تلاش می کنی و هر دقیقه بارها و بارها خودت و به در و دیوار و این بدن می زنی تا خودت رو رها کنی،آخرش بعد40-50-  60 -70 سال رها می شی

و بعدش این:

 تو چه عاشقانه محبوبت رو دوست داری که هر لحظه و هر ثانیه هی خودت و به درو دیوار بدن می زنی ، آرام و قرار نداری، اصلن خود بی قراری ، بی قراری از تو وام گرفته ، بی قرار کی ؟، بی قرار چی ؟ بر خودت زخم می خری  بی لحظه ای استراحت ، بی درنگی ،تا لحظه ای بیشتر محبوبت را ببینی.


خودم دومی را بیشتر پسندیدم.

**

شبکه 4

ساعت 16:00 برنامه به نام کندو دارد که برنامه جالبی است

 یک روزش را هم دوست خوبم سعید بی نیاز آمد که برنامه خیلی خوبی از کار در آمد

***صدای تپش قلبم رو شندیدم نه اینکه قلبم مشکل پیدا کرده( ظارهاً باعث نگرانی دوستان شده بود) این بنده خدا داره کارش رو می کنه

 یک سرما خوردگی جزئی بود