چند وقتی پیش بود که از طرف اداره کلاس مهارت های زندگی را اجرا کردند و بتبع آن بنده هم در آن شرکت کردم

 کلاسمون نزدیک به 15 نفر خانم و 3 نفر از آقایون بود

 در طول کلاس مباحثی پیش می آمد که نظرم را جلب مب کرد

 بانوان در بحث اضطراب خیلی وارد قضیه شدند . بسیاری از آنان از مسن ترین آنان که در شرف بازنشستگی بودند تا جوان ترین آنان که به تازگی مادر شده بودند یک اظطراب درونی داشتند. گویی مادر شدن توامان با مظطرب شدند است. اما دردهایشان چی بود:

اینکه آینده فرزندانمان چه میشود!!!

خیلی جای مباحث جامعه شناسانه در این زمینه باز است که چرا بخصوص بانوان برای فرزندانشان به چنین اضطراب هایی دچار می شوند؟

اما برای بنده مهم بود که چگونه بانوان سعی می کنند از شادی و خوشی به عنوان های اضطراب و استرس فرار کنند و به این دو پنهان ببرند!! بله احساس بنده آن بود که زنان به اضطراب پناه می برند!!

**

باران که می آید یا مثل بسیاری تک و تنها چتر بدست هستی یا مثل اندکی بادگیر پوش(مثل بنده) یا مثل بد اقبالها بی پناهی و داری می دوی یا مثل بعضی دو نفر یک چتر هستی.

اگر دو آقا زیر یک چتر باشند دو سمت شانه هاشان که از چتر بیرون زده خیس شده است و یک فاصله 5 سانتی متری نیز بینشان حاکم است.اگر بانوان باشند این دو نفر زیر چتر، کسی که چتر در دستش است کمتر خیس شده نسبت به آن فردی که دستش نیست. اگر یک خانم و آقا باشد جای نگرانی هست.!چرا؟ چون آن قدر به هم تکیه داده اند و فشار پهلو به پهلو از سمت شانه به هم می آورند که می ترسم اگر پای یکی بلغزد و بی افتد آن یکی نیز تعادلش را از دست بدهد و آن هم بی افتد.خوبی ماجرا این جاست که از گشت ارشاد خبری نیست و آن دو با خیال و فراق بازتری در زیر چتر قرار می گیرند.پیشنهاد بنده آن است که اگر با چنین ترکیبی  در روز بارانی قرار گذاشتید یعنی یک پسر و یک دختر- از چتر های بچه گانه استفاده کنند. این جوری خیلی .. آره .. همین دیگه..

***

 همش هم نباید از جنس های چینی بنالیم. یک خوبی که این جنس های چینی داشته آن بوده است که چتر رنگی در دست مردم زیاد و زیاد تر شده است. باران با چتر های رنگی زیبا تر است تا با چتر های سیاه.اصلن چرا سالهای سال چترها فقط سیاه بودند؟

***

باران تمام شد و از استشمام بوی کاج خانه محروم شدیم

****

 برنامه این هفته پنجشنبه یکی از قلل تهران.

جمعه شیفت هستم و نمی توانم در جمعه حضور داشته باشم