پسرک:

آقا امشب شب اول محرمه؟

بنده: نمی دونم.

0: اِ  مگه شما مسلمون نیستی؟

1: چه ربطی به مسلمونی داره؟ ملمون یعنی اینکه بگی لا الاه ال ا..  و واجباتت رو انجام بدی. نه اینکه بدونی کی محرمه

0:آقا امشب می خوایم بریم هیئت.

1: نه داداشم نمیشه. ساعت  10 شب در خوابگاه رو  قفل می کنم، هر کسی خواست بره برای شبش هم جای خواب گیر بیاره.

 0:یعنی شما سینه و زنجیر نمی زنی؟

1: من سالهاست که این دو سه روز رو می رم جایی که از این صداها نباشه.

0:آقا اجازه بده بریم دیگه، برای امام حسین.مگه مسلمون نیستی؟

1: نه .اون هیئتی که بخوای تو بری و بیای و دهنت بوی سیگار بده و فحش خوار مادرت تکمیل بشه به درد جرز لای دیوار می خوره. اصلن می دونی چیه مسلمون نیستم!

اما بازم یکیشون رفت !! اهل دین و ایمان که نیست اما محرم که تمام میشه روز شمار می کنه محرم سال دیگه کی میاد.

نیم ساعت پشت در نگه داشتم هوای یخ بود گذاشتم بیاد. شانس آورد زمستان اخوان رو داشتم گوش می دادم و سرما تو تنم نشسته بود.

می گویند زمان آیت ا.. بروجردی آمدن گفتند قمه حرام است،ایشان گفتند آری ، گفتند پس ما عاشورا مقلد شما نیستیم!!

با نوشتن این دیالوگ می خواستم نتیجه ای دیگر بگیرم:

سیستم آموزشی به نظرم اصلن موفق نبوده که فرزندانش رو باور مند به اعتقادات کند. قبل ترها نشانه مسلمونی چیز دیگری بود اما با بلد شدن و برجسته شدن و آوردن احادیث هذالکذا، نشانه های مسلمونی هم عوض شد.

راست می گفت پسرک ، با نشانه های امروزین مسلمانی ، خیلی از ما ها مسلمون نیستیم.

آخر هفته:

 قله کلک چال

از دوشنبه هفته بعد تا جمعه هم برنامه دوچرخه از قصر بهرام تا مرنجاب(کسی مایل بود تا فردا تلفنی بهم خبر بده، برای گنجاندن نامش در مجوز)