این نوشته ها که با نام هر دری در پرچنان بار گذاری میشود بیشترش برای دل خودمه در این روزهای کاریم در سالهای دور آینده به شرط حیات است تا باز آفرینی کنم.

پسرکی که نمی خواست درس بخواند را سرپرست مجتمع اخراج کرد و به جایی فرستاد که بچه های کار در آنجا حضور دارند. شرایط در آن جا قطعاً مثل اینجا نخواهد بود

دو بار بهم زنگ زد و پشیمانی خود را بروز داد.میگم شنیدی خود کرده را تدبیر نیست!

میگم الان جدول ضرب رو حفظ می کنی؟آره بخدا( آخرین لحظه تلفنم را رو کاغذ همراهش گفتم بنویسد)گفتم از دستم کاری بر نمی یاد ، اما 7-8 روزی بمان آنجا تا احتمالن کاری برات بکنم(این رو گفتم تا فرار نکنه به خیابان- تا تو این چند روز بتواند با فضا کنار بیاد. شانس آورده است که زمستان است و هزینه فرار به خیابان به علت سرما بالاست).راستش از وقتی که تو کمدش یک تیغ لخت تازه پیدا کردم بیشتر نگرانش شدم. چقدر از شکل ظاهری تیغ با اون دو لبه تیز و دندانه های داخلیش بدم می یاد.

به هر حال اون روز کاری مثل هر روز نبود.

***

یکی دیگه از بچه ها  شیفت پیش ازم پرسید آقا ابروهام پر پشت نیست؟

 گفتم بهشون دست نزنی ها!!!

یکبار یکی این کار رو کرد و دو هفته اخراج شد

 گفت خالی می بندی.

گفتم تا به حال از من دروغ شنیدی؟ نبین دارم با خنده این حرفها رو می زنم کاملن جدی این حرفها رو گفتم.

یک هو می بینی خربزه خوردی و پای لرزش نشستی!!

رفت و آمد دیدم آره دست زده چه دست زدنی! مدل شیطونی برای خودش در آورده.

خوب مجبور شدیم او را هم یکی دو هفته ای تا درآمدن ابروهاش بیرون بندازیم.

نمی گم کار سرپرست درست نبوده که حتی اشاره های ما هم تاثیری رو تصمیمش داشته، اما از این که این اتفاق ها افتاد خوشحال نیستم.

***

یکی از بچه ها از آموزشی(سربازی) آمده بود مرکز- 15 کیلویی وزن کم کرده بود. اخلاق و منشش کلی عوض شده بود، جا افتاده بود. بنظرم دو ماه آموزشی برای همه از پسر و دختر لازم و واجبه.بخصوص بچه های بهزیستی، بخصوص آنهایی که معاف خواهند شد

***

0:صبح ساعت چند بیدارت کنم؟

1: نمی خواد -زیدیم بیدار می کنه.

ساعت 5.5 بیدار شده قبل از تل زیدیش حتی!

شبش با هم صحبت می کردیم، می گفت ، فاطی گفته صبح ها قبل از اینکه مردم بیدار شن بیا دم پنجره خونه مون یک نگاه بندازم بهت، تا خونه شان یکساعتی راه هست.میگه آقای فلانی میگه خوب نیست از این دختر سو استفاده کنی. آقا شما چی میگی؟ میگم مگه نیت تو سو استفاده کردن از اونه؟

 نه بخدا- گفتم بهش می خوام کار کنم- پولدار شم. فقط نگفتم بهش بچه بهزیستی ام. گفتم خوب تو بهش دروغی نگفتی. نمی خواد هم این رو بگی، همین که مزه عشق رو بچشی بسه،برای زندگیت کافیه. زندگی کلی بالا و پایین داره هنوز تازه واردش شدی


یک شیفت کاریم اندازه یک رمان طولانی حتی بزرگتر از جنگ و صلح- داستان دارد.

***

معرفی کتاب:

زبان مادری آگوتا کریستف

چنگیز پهلوان(مترجم)

قیمت کتاب 1500

 در دست دوم فروشی اول خیابان کارگر بیخ میدان انقلاب 250 تومان!!

در 45 دقیقه میشود خواند.

 قسمتهایی از کتاب:

اتاق پدرم بوی گچ، مرکب، کاغذ،آرامش، سکوت، برف می دهد، حتی در تابستان

از آشپزخانه مادرمبوی حیوان سلاخی شده،گوشت آبپز، شیر، مربا، نان، رخت خیس، شاش بچه، جنب و جوش، سرو صدا،گرمای تابستان به مشام می رسد، حتی در زمستان

با تشکر از ممد رافعی که این کتاب را معرفی کرد و 50 تومانش را پرداخت!!


شب که می آید و می کوبد پشت در را
به خودم می گویم
اگر از خواب شب یلدا ما برخیزیم
اگراز خواب بلند یلدا، برخیزیم 
ما همین فردا
کاری خواهیم کرد
کارستان
                           -خسرو گلسرخی-