فریاد
اما بنده در بیدار کردن بچه هااصلن چنین مشکلی را ندارم، بخصوص در زمستان!!
حالا چرا زمستان؟ با اینکه بنظر می رسد با توجه به تاریک بودن هوا و سرد بودن آن، این مشکل افزون تر باشد.
این به دلیل راهکاری است که بنده از آن استفاده می کنم.
راهکار بنده برای بیدار کردن بچه ها بسیار ساده است: صبح معمولاً ، عمیق ترین حالت خواب است و فعالیت بدن بشدت کاهش پیدا می کند و دمای بدن انسانی افت محسوسی دارد.
در این هنگام کافی است که پتویی که محافظ گرمای بدن است را از روی فرد برداری و به دو متر آن طرف تر پرتاب کنی، 3 دقیقه طول نمی کشد که اول فرد شروع به جمع شدن و کز کردن می کند و آخر بیدار می شود و بدنبال پتوی خود می رود، و در این هنگام است که شما به هدف خود رسیده اید، حالا کسانی مقاوت می کنند و در آن حال بیدار نمی شوند و کز کرده همچنان می خوابند، آن وقت است که پنجره را طاق باز کرده تا هوای سرد صبحگاهی وارد شود.( این کار زیست محیطی نیست ، اما بهتر از آن است که صبح با داد و بیداد شروع شود!)آن وقت است که همه سحر خیز می شوند.!!
بدون هیچ داد و فریادی، تنشی همه دور هم صبحانه را می خوریم. البته ابن فضا که ترسیم کردم( برداشتن پتوها، در فضایی صمیمی است و دوستانه و برادرانه ، نه خشک و خشن).
یکی از بچه ها که بزرگترین آنها هم هست، دائم هر کاری که برایش پیدا می شود را جیم می شود و خواب سحرگاهی را از دست نمی دهد. این روش را بر او هم انجام می دهم، یکبار ، این کار را کردم ، دیدم پتو یش را از آن اتاق سرد برداشته و رفته در اتاق گرم، دوبار در آن اتاق هم تکرار کردم، سردش شده بود و رفته بود جلوی بخاری باشگاه، به هر دری می زد ، نمی توانس از سرمای صبحگاهی بنده فرار کند.
***
مسابقات طناب کشی کارمندان بهزیستی استان تهران بود. با هر دعوا و مرافه و تهدیدی بود همکاران تمام شیفتها را جمع کردم و رفتیم مسابقات ، همین کشش و واکشش طناب کلی سرخوشی در تمام وجودمان ایجاد کرد و در نهایت سوم شدیم، فردایش همکاران شرکت کننده تماس می گرفتند که این جای بدنم کش آمده، نمی توان راه بروم، نمی توانم بنشینم و ... کلی صلوات نثارمان می کردند!!
اما به آن سرخوشی که در همه ما ایجاد کرده بود می ارزید.
جالب بود سر طناب بودم و تا می دیدم طناب دارد جلو می رود با نعره ای ممتد تیم را هیجان می دادم و طناب به عقب باز می گشت. گویی در طول تاریخ از ورزش گرفته تا دردهای بزرگ بشری ،فریاد ، فریاد رسان بوده است، انسان باید در فرایند فریاد و تاثیر آن قرار بگیرد تا متوجه معنا و عمق این کلمه بشود: فریاد رسان،
در زمانی که تنگنای محیط و شرایط و انسانهاو... تو را به درون می کشند، فریاد بزن که راهگشا است.امتحان کن.
***
احتمالن اوایل اسفند برنامه دوچرخه سواری در قشم خواهیم داشت ، با اتوبوس به بندر خواهیم رفت و چند روزی را در قشم با دوچرخه خواهیم بود.اگر دوستانی هستند که دوست دارند در این برنامه باشند ، بگویند.
***
برای جلسه 15 اسفند به برنامه هایی که در ذهن دارید فکر کنید و آن را در جلسه پیشنهاد دهید.