این هفته جهت قله پهنه حصار و دیدار از آبشار سنگان عازم سنگان شدیم. هوا ابری بود و گاه گداری ریزش برف داشت.

همانند هفته قبل، انبوهی از برف ،بالا آبشار انتظارمان را می کشید. تا ساعت 13.30 به حرکت ادامه دادیم. اما به قله نرسیدم و مجبور به بازگشت شدیم.

 تا آبشار افراد مشتاق زیادی به دیدار ش آمده بودند. اما بعد از آن کسی نبود.

اولین بار ده - دوازده سال پیش بود آبشار رفتم.سالهای دبیرستان بود. برای رسیدن به امامزاده یکساعت باید راه می رفتیم و از آنجا هم در باغات به سمت آبشار سنگان می رفتیم.چند سال پیش بود که جاده ای در بالای باغات احداث کردند و اکنون جاده تا بیخ آبشار آمده است. با دیدن جاده دهانم تلخ شد. امیدوارم تا سالهای آینده اثری از طبیعت ایران بماند.امیدوارم

اگر چادر برده بودیم، برنامه شب مانی زیبایی از آب در می آمد و قله را هم صعود می کردیم

پدرم  تعریف می کرد ، زمانی در همین تهران و در همین سرچشمه، زمستانها ان قدر برف می بارید که، برای عبور و مرو  از داخل آن کوچه می زدند و ما با دهان حیرت گشاده می شنیدیم و سخت باور می کردیم، ظاهراً برای نسل های بعدی نیز ما باید تعریف کنیم، زمانی بیخ تهران، کوهی به نام توچال بود و آبشارهایی داشت و .. آنهابا دهانهای حیرت گشاده به تماشا بنشینند.!!!

سراچه روزگار


قندیل سنگان


همان

بربری و انرژی؟

...

...




شنبه سر کار بودم، مستندی به نام من می توان پخش شد ، پیرامون اسکی در کوهستان، با کیفیت اچ دی و فیلمبرداری فوق العاده زیبا و موزیک  متنی تکنو، همچون یاهیل و تیستو. به بعضی از دوستان اس زدم که تماشا کنید شبکه چهار رو.

 برنامه که تمام شد بچه ها گفتن: شبکه پنج بود که پخش می کرد!!!