قرار بود ایام عید برنامه رکاب زدن داشته باشم در کویر که لغو شد

 بعد قرار شد بریم شمال.

 دو - سه روز سینا کار داشت

 دیروز رفتیم و شب از نرسیده به گدوک برگشتیم، ترافیک و کولاک باعث شده بودند جاده قفل بشود. 

ننه سرما این روزها حسابی خود نمایی کرد

 صبح روز بعدش دوباره حرکت کردیم، جاده یخ زده بود و ماشین عین فرفره یکی دو دوری دو خودش زد و بعد دوباره خوردیم به ترافیک و دوباره بر گشتیم تهران.

ظاهراً خارج شدن از تهران هم طلبیدنی است. حال درخت. کوه. جزیره. جنگل .دریا، حتی جاده!!

 حکایت سفر ما شده ، مثل صعود به قله دماوند که معمولن گروه ها یکی دو  باری به اصطلاح به قله حمله می کنند تا شاید بتوانند به قله برسند.

امسال  را با توجه به شرایط کشور سال امید برای خودم نام نهاده ام و برای دوستان امید آرزو می کنم.

 سالی که باید هر طوری شده امید را در خود زنده نگه داشت!!

سال پر امید برای همه

امید آنکه لذت بوی نان را همه استشمام کنیم

امید آنکه لذت سیراب شدن با آبی گوارا باز هم نصیبمان شود

امید انکه خنده کودکی خنده بر لبانمان باز هم بنشاند.

امید آنکه از شادی دیگران باز هم شادی نصیبمان شود

امید آنکه امید هیچکداممان نا امید نشویم.

امید به امید

این روزها درختان در حال سبز شدن هستند، در حال زنده شدن، در حال سبز شدن، شکوفه زدن. و این یعنی آنکه امید به زندگی ،افسانه ؛ اوهام نیست.، تخیل نیست، خواب نیست، خیال نیست، یک واقعیت با قدمت چندین میلیارد ساله است.