دور اول مسافرتهایم تمام شد، آنگونه که انتظار داشتم سرشار از دوچرخه باشد نشد، اما در فضاهای خوبی نفس کشیدم.

 با منطقه های جدید آشنا شدم که از آنها می توانم ده ها برنامه استخراج کنم.

از فردا 3 روز شیفتم و بعد از آن هم کیش خواهم بود. برای 14 فرودین به بعد قیمت هواپیما افت خیلی خوبی میکند. ( رفت30 هزار تومن)

قبل از عید کتاب 11 دقیقه پائو کیلو رو خواندم

کتاب 300 صفحه دارد تا صفحه 200 با یکی از کارهای خوب پائو لو طرف بودم. راستش 10-12 سال پیش بود که کیمیا گر را خواندم و از آن سالهای چندین بار تجدید خوانش کرده ام، با صدای محسن نامجو گوش دادم و باز هم نیازش می کنم

 از آن سال همه کتابهای پائلو را خواندم شاید کتابی مثل کیماگر نوشته باشد که هر بار نا امیدم کرد. تا رسیدم به این یازده دقیقه

 تا صفحه 200 رضایت داشتم و فکر می کرد کیمیاگر را توانسته تجدید کند به گونه ای دگر، اما بعد از 200 به یکباره قلمش افت می کند، افت خیلی بدی، به طوری که 20-30 صفحه آخرش مانده بودم ّبخوانمش  یا نیمه کاره رهایش کنم و در آخر کتاب را بصورت نیمه بالیوودی به اتمام رسانید.

با این حساب نقدی جز آنچه بالا نوشتم ندارم.

 در ایام عید در حال خوانش ایمپالای سرخ نوشته بنفشه حجازی هستم. کتابی با قلم عالی و نقدهایی که می توان برآن داشت. آن قدر از موضوع آن خوشم آمد که حیفم آمد آن را زود تمام کنم، احتمالن در پست جداگانه آن را شرح خواخم داد، پیشنهاد می کنم، خوانش آن را از دست ندهید، بخصوص بالیق عزیز و خوانندگانی که از دریچه زنان- فمنیست- و چپ قبل از انقلاب موضوعات را  می ببینند.



کام شیرین

پروای تماشا

...

سبزی که پر رنگ تر خواهد شد

لشگریان بهار

 سال 91 را سال امید برای خودم نام گذاری کردم و اکنون 10 روز بعد از عید می خوام کلمه ای دیگر به آن اضافه کنم. ترس و امید.