مرا به گریه میار
این هفته برنانه اشترانکوه داشتیم که به دلیل هوای بد و بارش سنگین برف تا جانپناه گل گل بیشتر بالا نرفتیم. تجربه خوبی که بدست آوردم این بود که هر جا برف تبدیل به باران شد ِباید پانچو پوشید حتی اگر کوله کاور داشته باشد.
این شعر را هم در خانه کوهنوردی ازنا دیدم وپسندیدم.
گیاه وحشی کوهم ، نه لاله گلدان
مرا ببزم شادی های خود سرانه مبر
به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم
مرا به خانه مبر
زادگاه من کوه است
گیاه وحشی کوهم ، در انتظار بهار
مرا نوازش و گرمی به گریه می آرد
مرا به گریه میار.
+ نوشته شده در دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶ ساعت توسط سهیل
|