دستم رها مکن
گویی کسی که فکر می کنی که می تواند حامی تو باشد و از تو اعلام جدایی می کند ترسناک و هول بر انگیز است.
یاد متن مقدس و مصحف شریف افتادم که می گوید ما کافران و اصرار کنندگان بر گناه خود را به حال خود وامیگذاریم و از ترس بر خود پیچیدم، وا ماندن در عالمی و تنها ماندن و دست خدا را در دست نداشتن خود جهنمی است، دیگر نیازی به روز داوری نیست!!!
از خدا خواهانم که هر چه خواهی با ما بکن اما این مکن.
***
در کلینکیک جلوی کولر نشستم تازه با دوچرخه آمده ام و خیس عرقم، یکی از مددجوها با مادر پیرش می آید که وضع مالی خوبی هم ندارد و ساکت و خجالتی است . یک سلامی می کنم
یکی دو مددجوی دیگر می آیند و دکتر می آید، می بینم به پای آنها با سلام بلند هم شدم، اما برای آن دو اولی خیر.
احساس غرور و کوچک گرفتن آنها در بنده زنده شده، از خدای خود در خواست توبه دارم از این تکبر مسخره و ریا کاری که انجام داده ام. باشد که پذیرفته شود، دفعه بعدی برای آنان نه تنها تمام قد بلند خواهم شد که به استقبالشان خواهم رفت
***
در بلوار کشاورز رکاب می زنم، باید به جایی بروم زمان زیاد دارم ، پس به آهستگی هر چه تمام تر می رکابم، دو راننده تاکسی با هم دعوایشان گرفته، کمی به تماشای ان دو می ایستم، با خود فرض می کردم ، اگر آن جا تاثیر گذار بودم چه می کردم، پلیسی را در آن نزدیکی می بینم، خود را جای آن پلیس می گذارم و دو قبض جریمه برای هر دو جهت پارک ممنوع و ترافیک صادر می کردم و به دست هر دو می داهم، از این خیال خود خنده ام گرفته ، به رکاب زدن خود پس ادامه می دهم، در بلوار عده ای یا خوابیده اند ، یا غذایی می خورند، یا سیگاری آتش می گیرانند، دو نفر نشسته اند که موبایل های هم را دم گوش یک دیگر می برند، صدای نی است که از گوشی ها خارج می شود و آنان پیرامون نوع و گوشه و چگونگی نواختن نی ها با هم گفتگو می کنند و بنده از این گفتگو سرشار لذت و حسرت می شوم. کاش گوش بنده هم به جزئیات موسیقی پخته شده بود
***
یکی از بچه ها چند روزی مسافرت بوده برگشته می گه آقا بیا این سریال خدا حافظی بچه رو ببین
می گم حوصله داری ها تو هم شدی خاله زنکی می گه نه آقا این ها بچه دار نمی شدن می خواست از بهزیستی شیر خوارگاه آمنه برن بچه بدزدند.
دارم میرم دنبال کارها با خودم فکر می کنم مهمترین دلیلی که می تونست برای من برای دیدن این فیلم بیاره این بود، مهمترین.
***
دوستی زنگ زده می گه چرا دیگه عکس نداری، خوب کوه نمی رم و عکس هام ته کشیده، می توانم از برنامه های گذشته بگذارم، عکس زیاد دارم اما از عمق دلم نخواهد بود، و اثر گذاری که عکسی که از عمق دل بگذارم نخواهد داشت، پس بگذارید برنامه های دیگر و عکس های که خواهم انداخت.