گزارش فنی برنامه علم کوه از مسیر گرده آلمانها
از رودبارک به ونداربن می رویم با نیسان. ساعت 8.55 حرکت کرده و 6.30 به ونداربن می رسیم. هزیینه نیسان 25000 تومان
9.50 حرکت از ونداربن و ساعت 10.5 گوسفند سرا می رسیم( بین راه چشمه قرار دارد). پلی در گوسفند سرا وجود دارد که می توان از آن رد شد و به آن طرف رودخانه رفت
11.15 توسط رودخانه ای به سمت چپ رودخانه می رویم و ساعت 11.30 به سنگ کشتی می رسیم و صبحانه می خوریم. در زیر سنگ چشمه ای جریان دارد.12.25 به راه می افتم
بعد از دره و حرکت در پاکوب به یک منطقه دشت گون در راتفاعات می رسیم و پس از آن وارد دره اسپید می شویم
ساعت 2.00 به چشمه سینا می رسیم
ساعت 3.40 به قرار گاه سرچال می رسیم .
ساعت 5.45 از قرار گاه حرکت می کنیم و ساعت 7.00 به منطقه سرچال و محل چادر می رسیم
روز بعد:
ساعت 5.15 صبح حرکت به سمت گرده( سمت راست کاسه)
آب از یخچال در کف علم چال جریان دارد
8.00 گردنه
15.00 سنگ سماور
18.00 رسیدن به راس و نزدیک قله
ساعت 23.00 رسیدن به جانپناه سیاه سنگ
مسیر پاکوب به سمت پناهگاه نیز به این صورت است که باید قله را دور زد و قسمتهای ابتدایی را در یال و در نهایت تراورس کرد به سمت شاخک ها
که نرسیده به آن باید دقت کرد که پاکوب را گم نکرده و در نهایت به سمت دره و یخچال سمت چپ مر جیکش رفته و از آنجا دوباره ارتفاع گرفته و به پناهگاه رسید
این ساعتهایی که عنوان شد در شرایط بد آب و هوایی انجام گرفته است و قطعا در شرایط آب و هوایی مطلوب این زمان تغییر می کند
روز بعدساعت 9.00 به سمت سیاه سنگ و ساعت 12.00 به علم چال می رسیم
چادرها را جمع می کنیم و ناهار می خوریم
و ساعت 13.30 به سمت قرار گاه و در نهایت ساعت 19.00 ونداربن هستیم.
مدت زمان حرکت در روز اول:9 ساعت
مدت زمان حرکت در روز دوم:18 ساعت
مدت زمان مفید حرکت در روز سوم:10 ساعت
حتمن تیم های صعود کننده برای شب مانی و بیواک و شرایط بد آب و هوایی اندیشه کنند.
در آب و هوای بد رسیدن به علم چال مشکل است. پیشنهاد می شود اگر با منطقه آشنا نیستید شب را در پناهگاه خرسان بمانید.
با تشکر از گروه مهر قم و سرپرست برنامه آقای حسین محمدی و دوست سنگ نوردم هادی ملکی
***
پیش به سوی اوج
غافلگیری آسمان
همان سنگ سماور از نمای نزدیک( در پست قبل عکس این سنگ را از نمای دور گذاشته بودم)
سنگ سیاه
نشان از بی نشانی
کاسه علم چال
حس عمیق عمیق عمیق رضایت
***
دارم عکس ها رو به خاله ام نشون می دم، میگم اینجا دیگه رسیدم بالا
نفس تو سینه اش را خالی می کنه می گه آخیش خیالم راحت شد که رسیدی!!!!!