قله کولکچال از مسیر تپه آجودانی(کاشانک)
از روبه روی موزه دارآباد به سمت کوه حرکت کردیم .(کوچه کوهپایه) یک جاده ای ساخته اند که ظاهراً برای درختکاری منطقه استفاده شود!!
کلن یک پارادوکس عجیبی حاکم است در این کار، یک رفتار غیر محیط زیستی انجام می دهند که محیط زیستی خلق کنند!!!
این جاده به باغچه خلیل می رسد، حیف برای باغچه خلیل باید از چال مگس می گذشتی و از آن رودخانه زیرش. الان آب و چال مگس و همه اینها تمام شد.
مسیر مه آلود بود و اگر تجربه محمود نبود به بی راهه می رفتیم
برف سنگینی باریده بود و حسابی غافلگیر شده بودم ، یک برف کوبی سنگین کردیم
ساعت 7.25 از کوچه کوهپایه شروع کردیم و ساعت 2.15 قله بودیم.( باید بر روی یال بروید و از آنجا به سمت گردنه، یک قسمت کوتاه درگیری با سنگ هم وجود دارد) هوا بسیار دل انگیز بود و بازی ابر و آفتاب آن را دل انگیز تر کرده بود. و افسوسی که چرا دوربین نبرده بودم تا شما را هم در عیش خود شریک کنم.
با تشکر از محمود و حسین و نسیبه
***
به پسرک می گم فردا امتحان داری ؟
: خوندی؟
: آره
: خوب بیار دو تا سوال بپرسم
هیچی بلد نیست.
:حق نداری بری بیرون تکیه و هیئت.
: باشه نمی رم.
شب رفتم مسواک بزنم می بینم رفته یه گوشه حیاط نشسته داره با سینه زنان تکیه کوچه پشتی سینه می زنه.!!!
کلن این پسره هنگم کرده، ماجرا این پسر و فشارهایی که به من آورد را فکر نکنم از یادم بره
***
دارن می رن بچه ها بیرون می گم کاپشن بپوشید.
مخالفت می کنند.
می گم هر کی نپوشه نره
تیپاشون به هم می خوره و می رن کاپشن می پوشن!!!
صبح رفتم حیاط با مددکاری صحبت کنم، بچه ها که من رو می بینن می گن آقا برو کاپشن بپوش!!
یه جوری همه با هم گفتن که اصلن حرف نزدم ، رفتم تو خوابگاه!!
***
به پسره می گم می ری سر کار غذا ببر. برات نگه داشتم
میگه نمی خوام ، ظرف غذا ندارم
میگم بیا من یه چیزی دارم،
میگه نمی خوام
( من بعضی وقتها سوزن گیر می کنم)
یک هفت هشت باری در طول یک ساعت بهش گیر دادم
یک آن عصبانی میشه و میگه شدی عین مامانا
ن می خوا م.
***
از فردا تا دوشنبه با دوچرخه از سمنان به دامغان رکاب خواهیم زد
شاید هم تا شاهرود رفتیم
***
در این روزها و شبها ملتمس دعا هستم
بنده را هم فراموش نکنید.