اسون
هفته پیش شیفت های سختی گذراندم
کار ما هم اینگونه است دیگر
که فشار روحی و روانی مضاعفی برای مددکار وارد می کنه. بسیاری از قدیمی های مددکار مشکلات معده ناشی از فشارهای عصبی دارند
این یکیش آن قدر زیاد بود که تصمیم داشتم دیگر شیفتها را نروم و از کار بزنم بیرون.
اصلن نمی تونستم تو خوابگاه بند باشم، تو حیاط هی می چرخیدم و به فرآیند کاری که انجام شده بود ، فکر می کردم، ببینم کجاش اشتباه کردیم، به نمی دانستم های شدیدی گرفتار شده بودم و هستم. مجبورم این واژه را بکار ببرم چرا که به غیر از این واژه نمی تواند عمق نمی دانستم هایم را عنوان کند. به گه گیجه به معنای واقعی کلمه دچار شده ام.هر چی بود شیفت را به صبح رساندم و از شیفت زدم بیرون
بگذار حوادث هر طور هست در جریان بیفته.
نعمت بزرگی خدا همراهم کرد که آسمان تمیز بود و با دوچرخه که رکاب می زدم اکسیژن ناب به ریه هام می رسید و حالم را بهتر می کرد. خانه که رسیدم اون حس کمتر در وجودم بود.
چیزهایی هست
که نمی دانم
می دانم
چه درونم تنهاست (سهراب)
این جمعه اش نیاز به کوه داشتم که رو به راهم کنه که دیدم شیفتم باید بروم و ، شنبه هم شیفت خودم بود
یکشنبه که خواستم بعد 48 ساعت از کار بیام بیرون برف می بارید و هوا سرد بود، دو به شک بودم که با دوچرخه بروم یا نه.
نیاز به اکسیژن تصمیم را به سمت رفتن با دوچرخه گرداند.از افسریه تا خیابان دماوند سر بالایی بود و بدن داغ شده بود و سرما و برف بر او بی اثر.عضلات داغ شده بودند و لذت رکاب زدن مضاعف می شد.خیابان دماوند به سمت آزادی یک شیب ملایم دارد و در نتیجه عضلات داغی خود را از دست دادند. میدان امام حسین سرمای زیادی در تنم افتاده بود . به خصوص انگشتان پایم ، داشتند از هم جدا می شدند. تصمیم گرفتم راهم را دور کنم و باز سربالایی بروم و عضلات را دوباره گرمشان کنم.کلن در این نوع هوا ها مسیرهای شیب منفی باید انتخاب شود.تا در نهایت به خانه رسیدم. از مچ پا به پایین حسی نداشتم
اما تجربه نابی بود
دوشنبه هم که کوهستان تمام سفید بود زدیم به کوه، تا هتل اسون رفتیم و از آن هوای پاک نهایت استفاده را بردیم.
***
شب زنگ زده میگه آقا بل اخره شعر گفتم، برات اس می کنم ببین چه جوریه
عاشقه رپ است و اشعار رپری.قبل ترها می گفت می خوام شعر بگم نمی تونم، می گفتم شاعر ها یک فرشته الهام دارند که من و تو فاقد اون هستیم.
چند صباحی است که عاشق شده ، هر شیفت حافظ را میاره تا براش تفالی بزنم. مثل اینکه فرشته الهامش را پیدا کرده!!