جمعه ۲۳/۹/۸۶ 

۱.قله عسلک در آبنیک راه فشم: صبحانه را در امامزاده بالای روستا خوردیم و ساعت ۹:۲۰از سمت یال سمت چپ آن به سمت قله حرکت کردیم .البته کمی درگیری با سنگ داشت و در ساعت ۲:۱۵ بر بالای قله بودیم.(تمام قله های منطقه خود نمایی می کردند وهوا بقدری عالی بود که می گفتی آن یکی را هم بروم.عجب عضمتی دارد پشت توچال.که اگر مرد رهی ازپشتر، توچال را صعود کن.) و از یال دیگر آن به آبنیک برگشتیم .در واقع یک مسیر نعلی شکل را رفتیم .گاهی اوقات تا کمر دربرف بودیم .هوا آفتابی و آرام وبرای یک صعود لذت بخش ایده آل بود.فقط مشکلمان آن بود که ۴ نفره باید در صندلی عقب پراید می نشستیم و من که یکی از جمع وجور ترین ها بودم کجکی نشستم ، رفت وبرگشت.بطوریکه یک پنجمم هم بر صندلی قرار نداشت.(آخرشه ).

۲.در اینجا می خواستم از دوستم علی تشکر کنم که پایه و همراه من بوده است والبته بلعکس.من پایه ورزش او بوده ام و او پایه کلاس آموزش زبان .اصولاْ در ایرانی جماعت اخلاقی هست که تک کمتر کاری را به سرانجام می رساند وکار ابتر می ماند و باید کار را با همراهی دوستی انجام دهد تا به مقصود برسد.پس پیشنهاد می کنم که اگر تصمیم به کاری گرفیتد ومصر شدید( بخصوص ورزش) ابتدا برای خود پایه پیدا کنید که ره دراز است و قلندر( تنبلی درون)بیدار.تا نه خود فرد نا امید شود وبگوید من همت ندارم وهم دوست شفیق دیگری را به مسیری که فکر می کند درست است رهنمود سازد.

علی آقا خدا قوت .ان شاا.. پایه هم باشیم سالها.پنچرتیم.