قله ناز کوچک(4050)
جمعه – شنبه برنامه قله ناز را اجرا کردیم
جمعه صبح ساعت 9.30 از کلوان به سمت جانپناه سیادر حرکت کردیم( برای رسیدن به سیادر باید به سمت بالای باغ ها حرکت کرد و از آنجا بر روی یال افتاد)
آسمان آبی و آفتابی بود و نسبت به سال پیش برف کمتری نشسته بود
ساعت 15.05 به جانپناه رسیدیم( 45 دقیقه برای صبحانه استراحت کردیم)
سال پیش این مسیر را بدون استراحت 8.5 ساعته رفتیم
شب را در جانپناه و هوای بسیار سردی گذراندیم، البته جمع ما گرم بود و فضای بین ما گرمتر
برای مصرف فردایمان کلی برف آب کردیم و هات شاکلت خوردیم و صحبت کردیم و خندیدم
صبح ساعت 5.30 بیدار باش بود و ساعت 7.15 از سیادر به سمت قله حرکت کردیم
باد بسیارسردی در جریان بود اما آسمان آفتابی بود.
ساعت 11.30 به ناز کوچک(4050) رسیدیم، برای رسیدن به قله ناز(ناز اصلی) باید 50 متر پایین می رفتیم و 100 متر بالا می آمدیم که یک ساعت حداقل زمان می برد و با توجه به شرایط بدنی و کم بود وقت تصمیم گرفتیم به همان قله بسنده کرده و باز گردیم.ساعت 14.00 سیادر بودیم و 5 دقیقه مانده به سه به سمت کلوان حرکت کرده و 5.15 کلوان بودیم
برنامه مشترک آلاله با هیئت کوهنودری گلستان
تلفن را که بعد از برنامه روشن می کنی اس ام اس سرازیر می شود، آن وقتی یکی را جواب می دهی ، همه انرژی که کسب کرده بودی را با آن تلفن بر باد رفته می بینی،!!
دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از شبِ تنگ
گفتمش:
شیرین ترین آواز چیست؟
چشمِ غمگینش به رویم خیره ماند،
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه افتادش به گیسوی بلند
زیرِ لب غمناک خواند:
ناله ی زنجیر ها بر دست من
تا نیاراید گیسوی کبودش را
به شقایق ها
صبحِ ِ فرخنده
در آیینه نخواهد خندید
گلوی مرغِ سحر را بریده اند و هنوز
در این شط شفق
آوازِ سرخِ او جاری ست..
گفتم اگر پدر نتوانست یا نخواست
من
هموار کرد خواهم گیتی را
فرزندِ من به عجبِ جوانی تو این مگوی
من خواستم ولی نتوانستم
تا خود چه خواهی و چه توانی.
زنده باش.
اشعار:کتاب تاسیان سایه