آخرین انار دنیا
مدتها بود که رمان نخوانده بودم،
که آخرین انار دنیا را از همین سر زدن های الکی ام به نشر چشمه خریدم
بختیار علی نویسنده کرد این کتاب است و قلمی دارد که جاهایی انسان را به فضای کلیدری پرتاب می کند
بختیار درد دارد. درد انسانها و رنج انسانها از جنگ و دشمنی
دردی که در عمق لایه های او در عمق جوهر او تبلور یافته است.
به نظرم کسی که درد انسانها را دارد، جا دارد بخواند و بنوشد این کتاب را
قسمتهایی از کتاب :
*
این دروغ محضی است که انسانها شبیه هم نیستند. نگاه کن حتی من و تو هم زندگی مان به هم شبیه است... انگار زندگی هامان تکثیر بازتاب تصویر روی آینهاست... انگار توی یک جای دور، یک زندگی و یک نفر به عنوان قالب کلی زندگی هامان وجود دارد و زندگی همه ی ما از روی طرح اوست.
**
آخر تا زمانی که اسیر هستی، زندگی برایت پر معناست. هیچ چیز به اندازه اسارت به زندگی انسان معنا نمی دهد، چرا که در آن شرایط انسان برای آزادی در حال مبازره ی بزرگی است . ولی این آزادی است که هویت زندگی را تهدید می کند. این در آزادی است که انسان معمای آرزو و سرگشتگی را از دست می دهد.
***
خاله حلیمه ای وجود نداشت.. توی دروغ زندگی می کردم.. آن روزها خیلی خوب بود. خیلی خوب بود که می توانستم با دروغ زندگی کنم. بهشت بود.اگر می توانستم با همان دروغ ها پیر شوم عالی می شد.