عمو قدرت
تعطیلات عید که رفته بودیم منطقه بلوچ نشین ایران برایم نکات جالبی وجود داشت که خالی از لطف نیست قسمتی از آن را بیان کنم.
اول از همه اینکه عشق فیلم هندی هستند .تقریباً ما رو خفه کردن اینقدر تو اتوبوسها فیلم هندی گذاشتن.دوم با منطقه خیلی وسیعی رو برو هستی که 300 ،400 کیلومتر حساب نمی یاد(بهتر برای آنجا واحد متر رو عوض کنند)مثلاًاز زاهدان تا چابهار 12 ساعت راه .سوم اگر تو جنوب غربی ایران بروی حال و هوای کشورهای عربی رو احساس میکنی ؛یا بروی شمال شرقی ایران حال و هوای ترکمنستان رو احساس میکنی
فکر مکنید تو آنجا احساس چه کشوری رو احساس کردم؟حال و هوای هندوستان رو داشت به خصوص که آن موقعه هوای بهاری مطبوعی منطقه رو فرا گرفته بود.طرز لباس پوشیدن ها ،حتی گفتگو ها خیلی شبیه هندیها ست.هنگامی که میخواهی وارداستان بشوی انواع و اقسام سلاحهای سبک وسنگین رو می توانی ببینی.وارد منطقه که می شوی میبینی که حجم بیکاری خیلی بالاست.در حالیکه ظرفیت استان برای اشتغال زایی زیاد .مثلاً منطقه آزاد چابهار اگر واقعاًآزاد باشه میتواند مهمترین بارانداز کشور شود چراکه مستقیم به اقیانوس هند میرسدو لازم نیت که کشییهای بار بری طول 1000 کیلومتری عمان رو طی کنند تازه وارد منطقه شلمغ هرمز شوند .لازمه اینکار داشتن راه آهن و بزرگراه میباشد که استان فاقد ش است .خود چابهار
مثل کیش گرم نیست .(البته ما نرفتیم بلکه از دوستانی که آنجا بودند اطلاعات گرفتیم)همان طور که از اسمش پیداست (4 بهار)به دلیل هم جواری با اقیانوس هند همیشه یک باد مرطوب دارد و البته بزرگترین موجهایی که در دریاهای ایران بوجود می آید در ساحل 4 بهار اتفاق می افتد.این همه امکانات وبیکار و مواد مخدر قاچاق و جنگ نیروی انتظامی ...پیدا کن پرتقال فروش را.
خلاصه ما که مخواستیم تفتان را صعود کنیم از خاش رفتیم روستای ترشاب .در طول مسر کلی مزارع کشاورزی بود که با آنچه که من در ذهنم از استان ترسیم کرده بودم متفاوت بود .طول مسیر آسفالت (که از حق نگذریم این یکی از بهترین کارها بود که از دولت دیدیم)این روستا را دوستانمان در سال پیش آمده بودند.به روستا که وارد شدوی فقط چند چادر دیده مشود که دوستانی که سال پیش آمده بودند میگفتند آن زمان خیلی بیشتر بود. ولی الان اکثر خانه ها آجری بود.در ده هیچ سگی یاقت نمی شود .به دلیل آنکه مردم ده اعتقادات مذهبی قویی دارند و سگ در شرع اسلام نجس است کمپلت بیخیالش شدن(مردم روستا حنبلی مذهب می باشند که ظاهراًیکی از سختگیر ترین مذاهب اسلامی می باشد).
ما که از وانت پیاده شدیم ؛احمد آقا سرپرست گروه گفت اول سر و وضعتان رو مرتب کنید بعد وارد خانه عمو قدرت شویم.(ماکه 14 نفر بویم عملاً عمو قدرت را خانه خراب کردیم)عمو قدرت فردی رشید با محاسنی که در فقه به آن 1 قبضه می گویند و لباس مخصوص بلوچ ها و صورتی متبسم با تک تک ما رو بوسی کرد و دعوتمون کرد که وارد خانه بشیم (حالا اگر یکی از ما با این همه آدم روبرو می شد بدون هماهنگی قطعاً سکته خفیفی میزد).با دیدن عمو قدرت می شد رفتار کاملی که اسلام از هر مسلمانی انتظار دارد را دید .(البته از دیدگاه یک متشرع سنتگرا).عمو قدرت همیشه گوشه اتاق می نشست ؛هیچگاه نمی گذاشت از سرش آن پارچه ای که در خانه به طور نیمه رسمی انداخته بود بر سرش بی افتد(ظاهراًدر رفتار پیامبر چنین رفتاری ذکر شده )،نگاه مستقم به شخص مقابلش نمی کرد.از دیدن ما به عنوان مهمان واقعاً متبسم و خوشحال بود (این و دلی فهمیدم چرا که واقعاً صادق بود).کل ده مردمش افراد رشیدی بودند(الان لابد میگی خوب از نسل رستمند دیگه .آخه بیسواد رستم ،سیستانی بود نه بلوچ.راستش من هم همین فکر واول کردم).برام جای سئوال بود که چرا اینجوریه ؟بعد که با یکی از دوستام صحبت می کردم اون یه جواب قانع کننده بهم داد.که طبیعت اون بچه ای رو که قوی باشه نگه می داره و بچه ضعیف رو به مرور با بیماریها از بین می بره .پس هر کی که بماند تنومند وبهترین بوده.
ما دو شب که آنجا بودیم ،عمو قدرت از بهترین غذایی که می توانست از ما پذیرایی کرد .(چلو بوغلمون)
تو مهمان نوازی تک بود .ما رو هم به هوس انداخته بود پرو گری رو کاملش کنیم به قول یکی از بچه های شوخمون :تا بوقلموناش تموم نشده از اینجا نریم.عمو قدرت دارای 11 بچه بودکه بزرگترینش 20 ساله بود و سرباز.(ظاهراً در شاخه حنبلی استفاده ازوسایل جلو گیری حرام است.البته این استباط خودم بود )عمو قدرت خیلی بلند طبع نیز بود .اگر مثالاًما می خواستیم هزینه خودمان رو مستقیماً بپردازیم بسیار ناراحت می شوند.(این مرامی است که در کلیه ده هایی که رفتم شاهدش بودم)پس به صورت غیر مستقیم باید زحمت خودمان را جبران کنیم .مثلاً با دادن عیدی به بچه هاش و کادو (پارچه )به عنوان عید دیدنی تنها در این صورت مورد پذیرش واقع می شود.(من زیاد با این مرام موافق نیستم .حا لا چرا سنن گذشته که امروزه در شهر های کوچک جریان دارد و در شهر های بزرگ به شکل تعارف در آمده است؛وجود داردو فلسفه آن چیست .خدا میداند (اگر کسی حدسی میزنه یا مطلبی می دونه به ما هم بگه))
در ده حدود 7000 متر لوله گذاری آب شده بود که ازکارهای پسندیده نظام است.
خلاصه ما هنگام رفتن خیلی از عمو قدرت چیز یاد گرفتیم .