روز اول قبل از عید که آمدم خوابگاه جالب بود

 دیدم واسایل سفره هفت سین را گذاشتن که یکی بیاد بچینه

 لابد اون یکی هم من بودم. آدم شاخ در میاره والاه

من، سلیقه، تزئیین

چه حرفها!!!

 سبزیش پلاستیک

 تخم مرغش پلاستیک

قرآنش پلاستیک و الکی

سینیش پلاستیک

 سمنوش کثیف

سنجدش مونده

همش رو ورداشتم ریختم سطل آشغال!!!!

 این هم از سفره پلاستیک ما

 نداشته باشیم بهتر این که الکیش رو داشته باشیم

یاد هفت سین مادر می افتم که یه شربت زرد زعفرانی است و دو سه روز براش زحمت میکشه  قرآن می خونه و توش فوت می کنه

 فقط سیرش رو نگه داشتم 3 تا بوته بود و تا آخرین روزی که آنجا بودم دهنم بوی سیر می داد

پسرک می آمد می گفت؟ این سیر تموم نشد!!!

راستی برم از یخچال خانه آب زعفرون هفت سین مخصوص مادری رو بخورم!!!

***

این چند وقت چند تا فیلم دیدم که اثر گذارترین آنها را می نگارم

 اول

 پله آخر است

خیلی فیلم قشنگ و معنی داری است

 معنای به مرور زمان و در طول چند روز بر تو کشف خواهد شد.

فیلم شکار یک فیلم بسیار قابل تاملی است

افرادی که به دنبال  شناخت تعارضات اخلاقی هستند، مددکار یا مربی یا معلم هستند یا در مراکز مهد کودک کار می کنند

 پیشنهاد می کنم حتمن این فیلم را ببینند.

اگر کسی دیده بود می توانیم یک دیالگ موفقی از آن خارج کنیم

آخر هفته پیش هم باغچه خلیل رفتیم، آبشار چال مگس خیلی زیبا شده، تا به آن روز آن گونه پر آب ندیده بودم