این جمعه به همراه دوست خوبم امیر شجاعی و پدر رفتیم منطقه کند علیا و سفلی در بالای لواسان جهت قله قلعه کوه با ارتفاع 3300 متر.

آسمان قشنگ بود و درختان شکوفه زده بودند و کل کوهستان معطر بود. بادم کوهی ها شکوفه های مخصوص خود را باز کرده بودند و بوته زرشک ها سر سبز ایستاده و تماشا کنان خود بودند.قطرات نم موجود در هوا هاله ای رنگین کمانی اما بصورت دایره پیرامون خورشید تشکیل داده بودند.و هر جا که پا می گذاشتی عطری در هوا بر می خواست

برای صبحانه نان و پنیر و گردو بود، سبزی کوهی تازه هم بود. یعنی باید از کنار دستت شنگها و  یملیکها را می چیدی و داخل لقمه قرار می دادی . به همین سادگی

این روستا هم یک آبشار بلند و زیبا به نام کفترلو دارد که از بالا پر آب و زیبا به نظر می رسید و هم یک سایت تاریخی وسط روستا به نام تپه گوشواره.

 خود قله نیز قلعه ای دارد که رسیدن به آن مستلزم درگیر شدن با سنگ است و تمام مسیر گرده ای سنگی است و حتما باید از قسمت چپ آن وارد خط الراس شد. این قله در مجاورت قله ساکا قرار دارد.

 با توجه به شرایط خودمان در ارتفاع 3100 به پایین بازگشتیم.

 

یکشنبه هم تعدادی از فرندان شبه خانواده را به روستای اعلایی در منطقه جاجرود برده و مهمان خان و خانمان دوست عزیز کوهنوردم مهندس سیامک سهرابی بودیم. مهمان نوازی او  و خلوص نیتش عالمی را بس. بچه ها خیلی خوشحال بودند. ساعاتی را در دره ها و باغات پر از شکوفه و سر سبز منطقه گشتیم و بچه ها معنای واقعی نو بهار را فهمیدن. آشنایی با محیط زیست، دوست داشتن آن و احترام به آن، دوستدار حیوانات بودن را درک کردن.

 از سگی که ابتدا از آن می ترسیدن در آخر جدا شدن از آن برایشان مشکل بود. ضمن آنکه هدف ها و انگیزه های خوبی را از این دوست عزیزم آموختن. برای اجتماعی کردن این بچه ها این سفرها بی نهایت مثبت است.

یکی از پسرها به  دیگری گفت همه دوستای آقا مثل خودشن، عجیب غریبن، !!

خدا کند تک تک بچه ها هر کدام یک مهندس سهرابی بشوند.

 با همه مهربانی و سخت کوشی و دل بزرگ داشتن.

 

خدا خان و خانمان و باغش را آباد کند

آمین

 و سپاس