خط الراس کلوم بستک به سرکچال
جمعه ،بعد از مدتها یک برنامه خوب رفتم و از کلوم بستک خط الراس سرکچال را رفتیم
با تشکر از سرپرست برنامه، پریسا حسینی و همراهان علی و لیلا و شیرین که اجازه دادن از پوسیدگی نجات پیدا کنم.
ساعت 8 صبح از گردنه دیزین به سمت کلوم بستک حرکت کردیم و ساعت 6.15 بعد از ظهر پیست شمشمک بودیم.
تیغ های میانی خط الراس هم مشکلی ایجاد نمی کند
***
فیلم گذشته اثر جدید فرهادی بسیار دیدنی و قابل تامل است
پیشنهاد تاکیدی دارم آن را به تماشا بنشیند.
آنچنان نرم و آهسته مخاطب را در بر می گیرد که می بینی دگر کار به اتمام رفت
مثل یک خنک ای اول صبح بهاری که اولش نمی فهمی اما بعد دو ساعت می بینی توخودت جمع شدی و از سرما میلرزی و طلب پتو می کنی!!
به نظرم، نگاهش به کودک در این فیلم استثنایی است.
در این فیلم متوجه یک دقدقه مهم فرهادی شدم که از آن قبلاً غافل بودم
در همه فیلم های فرهادی ، دقدقه او کودک انسان است. کودکی، نوجوانی.
و این ارادتم را به او افزون تر کرد.
این فیلم به خیلی ها که بچه دوست هستند یک تلنگر می زند که آیا مسئولیت این امر را پذیرفته اید؟
این بزرگترین مسئولیت نه همه انسانها،
در پایان فیلم، موی بدن سیخ شده از سالن خارج شدم.

***
پست پیش از خود تعریف کردم و می گن عروس تعریفی...
آره مدتی از خود و بچه ها نخواهم نوشت.
این اولین تابستونی است که دوست دارم هر چه سریعتر تموم شه
تموم شو.
یاد دوران کودکی که با تابستون ها چه عشقی می کردیم
10 سال تابستونها برامون سروری می کردند.
