همراه
بعضی مواقع سخت خشمناکم، ناراحتم، غم دنیا گویی در جانم ریخته شده و تلخی آن گویی قرار است مرا ذره ذره نابود کند، احساس می کنم اگر بوی زهراب آنهم به کسی برسد خواهد کشتش
پس کم حرف می شوم و در خود فرو می روم
این را هم بگویم که تا به حال با این شرایط روحی در زندگیم بر خورد نکرده بودم
و شرایط جدید زندگیم مرا به این حال انداخته
و احتمالن از آبان به بعد فرو کش یا متوقفش خواهد کرد
الهی
دراین شرایط اگر کار شیفت هم به مشکلات گره دار بخورد و نتیجه کارهایت را سخیف شده ببینی ، قوز بالا قوز خواهد شد و بدی حالم عمیق تر خواهد شد
چند وقت پیش دوستی خطابم قرار داد که تو فقط از خوبی هایت می نویسی و می گویی
و مرا باز به فکر فرو برد که آیا پرچنان باعث افزایش منیت هایم خواهد شد و یا شده؟
یا خود پسندی را در درونم بالا برده؟
اما اکنون که شرایطم کمی آرام تر شده، ماه مبارک و دوست داشتنیم هم رسیده و از دور به موضوع می نگرم واقعاً اینگونه نمی بینم
من برای پرچنان هم دنبال فضایی برای خود هستم و هم برای مخاطب
برای خود راهی برای گفتن ها، باید ها و رسیدن به آرمان ها، حتی آرامان هایی که تنها در خیال به آن می رسی
و برای مخاطب وزیدن نسیمی سبک و سر خوش بر جان و روانش
البته به مقتضای زندگی گاهی یک تند بادی هم مقتضی آن است . که به خود آورد هم بر خود و هم بر مخاطب داشته ام، همچون یک زندگی نورمال
وقتی خشمناک پای نوشتن پرچنان بنشینم موقعیت پست قبل خواهد شد و وقتی سبک بنشینم یا لااقل سنگین ننشسته باشم
این پست خواهد شد
یکی از راه هایی که برای مبارزه با این حالت برای خود پیش بینی کردم ، دویدن بود
معمولن بعد از یک دویدن یک ساعت و نیم به بالا یک شادی ، یک سبکی به سراغم آمده و توانسته ام روزم را هضم کنم
و برای این کار پایه (دوست و هم قدم و هم راه) پیدا می کنم و دائم در حال پیدا کردن این همراه هستم
چرا که گاهی اوقات واقعا توان برخواستن و رفتن نداری
باید به کسی و چیزی قول داده باشی و او برای آن وقت گذاشته باشد تا تو شرمزده باشی از بی وفایی
آن وقت است که بند کفش محکم می کنی و می روی و خوش بر می گردی
شما هم امتحان کنید
دومین چیزی که کشف کردم در بهبود حالم و خود نمی دانستم
بودن در کنار بچه ها است. با تمام خوبی ها و بدی ها، وقتی در شیفت حضور دارم، شادم و سر خوش
بچه ها وادارم می کنم انرژیک باشم و پر تکاپو
گاهی که روحیات روزهای قبل و بعد از شیفت را در کنار هم می گذارم، در حیرت می افتم از این همه تفاوت
و سوم آنکه بی خوابی و کم خوابی تاثیر بسزایی در حالات و روحیات آدمی دارد
بیشتر فعال خواهم بود
ان شا ا..