آقا شیر محمدلو 2
یادش بخیر ، اولین برنامه های سنگین و زمستانه را در گروه آلاله با آقا شیر محمد لو می رفتم
قوی و پر نفس بود و هم قدم شدن در کنارش جرئت می خواست
در برنامه شیرکوه یزد در یک دهه قبل!! که باد آدم رو مثل جوراب رو بند تکان می داد ، به حمایتهای ایشان و بقیه دوستان گرم بودم. هم نورد شدن در کنار ایشان برایم از همان زمان افتخاری بود.
هر از چند گاهی که توچال می رفتی ، ایشان می آمدند و حال و احوالی می کردند و از بابا می پرسید و سلامی به ایشان و پر نفس راهش را ادامه می داد و از تو جدا می شد
اما این جمعه توچال نگذاشت دیگه از او جدا بشه
در توچال حل شد
برای این میگم حل شد که امروز هر چه گشتیم ،کمتر از او نشانی یافتیم.
همیشه به توچال از تهران مثل یک هیولای مقدس می نگرمش.
گویی بال های خود را گشوده تا ببلعد، هر آنچه بلعیدنی است.
این هیولا شناخته نمی شود مگر آنکه در ارتفاع 3000 به بالا قرار بگیری.
آن وقت است که به ابهت وجلال آن پی می بری
و حالا او یکی از دوستانمان را بلعید
یه خدا قوت خوب و جانانه به بچه هاب هلال احمر و امداد کوهستان و آتش نشانی ، که 5 بار هلیکوپتر را پرواز دادند، تله کابین تعطیل را فعال کردند، نزدیک به 100 نفر آدم در این دو روز کاری که همه در فکر روزی بیشتر و پول بیشتر هستند آمدند و تلاش کردند، بی منت ، کوه ها را بالا پایین کردند.
سگهای خود را به جستجو واداشتند و...
دم همشون گرم
خیلی به این انسانیتشون قبطه خوردم
باز ما با آقا شیر محمد لو حق نون و نمک و هم قدمی و هم نوردی داشتیم،
این دوستان، برای من انسانیت رو در این سرزمین باز تعریف کردند.
می توانم به جرئت بگم که در زمینه کمک به یک مفقود شده در کوهستان استاندار بالایی را رعایت کردند.
خدا قوتشان دهد و یاریشان
این جمعه هم احتمالاً برنامه آلاله توچال باشد.
قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس
کس از دور فلک دستی نبرد از بدبیاران پرس
جوانی ها رجزخوانی و پیریها پشیمانی است
شب بدمستی و صبح خمار از میگساران پرس
قراری نیست در دور زمانه بی قراران بین
سر یاری ندارد روزگار از داغ یاران پرس
تو ای چشمان به خوابی سرد و سنگین مبتلا کرده
شبیخون خیالت هم شب از شب زنده داران پرس
تو کز چشم و دل مردم گریزانی چه میدانی
حدیث اشک و آه من برو از باد و باران پرس
عروس بخت یکشب تا سحر با کس نخوابیده
عروسی در جهان افسانه بود از سوگواران پرس
جهان ویران کند گر خود بنای تخت جمشید است
برو تاریخ این دیر کهن از یادگاران پرس
به هر زادن فلک آوازه مرگی دهد با ما
خزان لاله و نسرین هم از باد بهاران پرس
سلامت آنسوی قافست و آزادی در آن وادی
نشان منزل سیمرغ از شاهین شکاران پرس
به چشم مدعی جانان جمال خویش ننماید
چراغ از اهل خلوت گیر و راز از رازداران پرس
گدای فقر را همت نداند تاخت تا شیراز
به تبریز آی و از نزدیک حال شهریاران پرس

آقا شیر محمد لو، از طرف همه بچه ها
خدا حافظ!!