گذشته ها
از خوانندگان خوبم می خواهم این کم نویسی را بر کاهلی نگذارند و بر بنده ببخشایند
***
چند وقت پیش علی یا همانی که ما صداش می کردیم سد علی آمده بود
خاطرات خوبی را برای هم رغم زدیم
مرا شرمنده خودش کرد و یک دوربین گران قیمت هم به عنوان هدیه آورد
لحظه اول خیلی به هم ریختم
از این که چرا جغله بچه پولش رو به خاطر من حروم کرده
اما الان یه حس خوبی دارم.
می گفت کلی فکر کردم و تو پرچنان خوندم که دوربینت خراب شده و به نظرم رسید بهترین هدیه همین باشه.
ممنونم ازش و امیدوارم که دوستی هامون پایدار باشه
چند روز پیش هم دوست ادیب و اندیشمندم که چند صباحی در خارج از ایران بودند مرا قابل دانستند و هدیه ای برایم از آن سفر آوردند.
در آبان هم که تولدم بود چند تا از بچه ها برای تولدم هدیه گرفتند.عطر ، کتاب، جوراب
از همه شان سپاس گذارم
اما هدف ام از این نوشتن این نبود که فهرست کنم و تشکر کنم
بعد از این که این تجربه ها رو کسب کردم به این نتیجه رسیدم که یکی از مهمترین راه های ابراز محبت و انتقال این که تو به او محبت داریم، همین هدیه گرفتن های ریز و درشت است.
و این راهکاری عملی برای این گفتار دوستت دارم ها هست.
ممنون که این درس را به من آموختید
چرا که قبل از این با آن بیگانه بودم و آشنا نبودم
متاسفانه طی یک تصمیم اشتباه امسال برای هیچ کدام از بچه ها تولد نگرفتیم(من و همکارم)
سال پیش این کار را می کردیم
کادویی و کیکی و جشنی
بعد که تعدا بچه ها افزایش یافت، ذهن حسابگر به این نتیجه رسید که هزینه ها افزون تر از آن حد خود خواهد بود و امسال این کار را نکردیم و این یک نمره منفی در کارنامه ام ثبت خواهد شد
بعد از آبان هم که بچه ها برام هدیه تولد خریدند و شرمنده خودشون کردند هم نتوانستم برای باقی بچه ها که تولدشون بود هم کادو بگیرم، به این خاطر که چون برای بقیه این کار رو نکردم از عدالت به دور است که برای باقی این کار را کنم.
بعضی اوقات با مفهوم عدالت کشتی های سختی با خودم، دیگران، هستی و جان هستی می گیرم که در نهایت خسته ، زانو بر زمین می زنم و نتیجه ای از این عمل نمی گیرم.
این موضوع هم شاید در این جا ختم شده که اگر عملی نکردی برای همه نکن و اگر عملی انجام دادی برای همه.
یکی از موضوعاتی که بچه ها بشدت بر آن حساس هستند افتراق گذاشتن بینشان است و من فکر کردم این کار این موضوع را در آنها زنده می کند.
اما تصمیم گرفته ام برای سال بعد برای تولد تمام بچه ها به هر تعداد که باشند هدیه ای بگیرم اگر حتی جشنی نگرفتم.تا به آنها نشان بدهم دوستشان دارم، عملی عملی
این که آدم بفهمد مورد احترام است و به دیگران احترام بگذارد طبق هرم مازلو رشد دهنده خواهد بود.
ممنونم از تمام افرادی که این درس را به من دادند.
***
یکی از بچه ها را چند روز پیش ترخیص کردیم
خانه را رفتیم برایش اجاره کردیم و تمام
نزدیک به چهار سال از با هم بودنمان گذشت و خوبی ها، بد قلقی ها، تیستو گوش دادن ها، ترنس گوش دادن ها با صدای بلند،و... گذشت
وقتی به او نگاه می کردم یاد عمری افتادم که از من هم گذشته و اینک نام گذشته به خود گرفته
اگر یکی دیگه از بچه ها هم ترخیص بشود یک نسل را از بچه هایی که بودند را در دوره مربی امور تربیتی بودن خود ترخیص کرده ام و این به تو می گوید که عمر تو هم می گذرد و گذشته است

ممنون از آقا شجاعی بابت این عکس و خاطره ای که بر دلم نشاند
***
یکشنبه این هفته و جمعه هفته بعد بچه ها را کوه خواهم برد
از دوستان کوهنوردم اگر کسی بود کمکم کند ، بخصوص جمعه را ممنونمش خواهم بود
***

رمان خوبی بود نوشته احمد پوری که در این چند وقت خواندم
وقتی ما فقر را میان خود تقسیم کردیم
یک سبد انگور ماند و دو سه سکه، که در بازار خرج نمیشد
چهرههامان را از عابران به هنگام عرضهی سکهها پنهان کردیم
یاد دارم یک غروب جمعه بود
زندگی از کفش و تن پوش و دستان ما فرسوده میشد
اما هنوز ما را باور داشت
ما فرسودهی عشق بودیم و فقر
چه زود دانستیم
زبان مادری ما دردی را دوا نمی کند
پس فقر را فراموش نکردیم
پس در آن سه شنبه ی بی باران
سه بار گفتم: زندگی ببار
راستی ما چرا باران را، فراموش کرده بودیم
و پالتوی بارانی را، در صندوق قدیمی مخفی کرده بودیم
میخواستیم خورشید را با تکه نانی، معاوضه کنیم
کسی خریدار نبود
احمد رضا احمدی
فقر در این شعر، چهرهی خشنِ فقر مادی نیست، نداشتن یکدیگر و دور از هم بودن است.