۱.در این روزها که ملت از سرما میلرزند شرط آدمیت نبود که برای تکیه ها و مسجد ها نور افکن ها نصب کنند تا نیروگاه ها بسوزانند گازی را که بسوزند از سرما مردمی.

۲.بیاید امسال شده کمی هم به جریان عاشورا عقل گرایانه تر نگاه کنیم و آزادگی را دراندیشه بجوییم.یا لااقلش از توی عزاداری هامان خود بزرگ بینی و تحقیر دیگر مردم بیرون نیاید.

۳.مدیریت دنیا پیش کش، همین سرما  را رد کنید خدا خیرتون بده!!!!!!!!

۴. مدرسه باز کردن از جیب ملت دیده بودیم .از جان ملت ندیده بودیم .خودشم جان فرزندان ملت.

امروز با ۳ ـ۴ تا از محصلین صحبت می کردم که چند تاشون  هم غیر انتفاعی می خونند.

-مدرسه آب ندارد پس سرویس بهداشتی کثیف شده (مخصوصاً الان که یک استکان چای می خوری یه پارچ پس می دی)حیاط شده سرسره - دست و پا شکسته هم که ماشاا... نور خیابان ها هم که نیست و صبح که می خوان برن مدرسه تو تاریکی می رن   - شهردار محترم که احساس غرور نمی کنه(یا در واقع می کنه) هم که پیاده رو ها رو برف روبی نکرده پس فرزندان ملت باید از وسط خیابون رد شدن :

نتیجه :از وسط خیابان تاریک باید رد شود تا اگر ماشین عاج از تو به او نزند به مدرسه برسد که اگر گاز داشته باشد نلرزد که فردا به دلیل آسیب مثانه بیمارستانی نشودکه  به دلیل نبود آب بهداشت رعایت نشود  که به ریش قبای آقایان بر نخورد و سیاسی نشود موضوع که بیخیال که(س.ب:که و درد ...دهن سرویس)حالا اگر ۱۰ روز تابستان بیشتر شود چه می شد؟

5.آخرین پست باران در دهان نیمه باز رو هم بخونید .زیبا نوشته.

۶.نظر تون چیه که در یک حرکت وبلاگی همه در یک روز مشخص بریم خون بدیم در یک جایگاه مشخص (در هر شهری)روش قکر کنید.محرم ها گفته باشم از صدتا سینه زدن هم بهتر که خدا در قرآن گفت :هر کس انسانی را نجات دهد گویی جان تمام انسانها را نجات داده(اگرپیامبران وامامان را هم جزء انسانها قرار دهیم انگار جان حسین وفرزندانش را هم نجات داده ایم)