این هقته قله کرگو در منطقه سنگان رفتیم. از پیست اسکی خور در جاده چالوس شروع کرده و در دشت پر برف زیر قله پهنه حصار تا گردنه رفته و از آمجا قله  و مسیر برگشت هم از سمت سولقان برگشتیم.

 درخت محبوبم ناخوش احوال بود. مردمان این روزگار به درخت من کم لطفی می کنند.

***

 تو عید دنبال استراحت مطلق باشید.

 ممنون آقای کاهانی که یادمان می اندازید باید انسان بود

 

 

دکتر آمده به پسرک می گوید چند کیلویی؟

 سی و پنج کیلو

 چند سال داری؟

 13 سال

رو می کند به پسرک بعدی؟

چند کیلویی؟

هفتاد و پنج کیلو

 چند سال داری؟

 13 سال!!

 

بنده خدا دلم بر این پسرک گنده بکم می سوزد. دوست دارد تو اتاق جغله ها باشد. اما اجازه نمی دهیم. یواشکی شبها می رود روی زمین اتاق جغله ها می خوابد. از بس یغور است ، مجبوره قاطی بزرگتر ها باشه.

نمونه اعلای آدمی که هیکل گنده دارد و عقلی کودکانه. دوست دارد کودک باشد و کودک هست اما هیکلش مرد است و مردانه

 

***

 

:

پسرک دختر عموت زنگ زده  پشت خط

 خودش را زود می رساند به تلفن

 : سلام آبجی

 رویش را می کند رو به دیوار .

 صفتهای مردانه دارد عجیب. اما چشم روانی دارد همچون ابر بهاری

 چشمانش بهارانه شده.

 گویی از پشت خط این دختر عمو می پرسد صدات چرا اینگونه شد؟

 : چیزی نیست سرما خوردم.

 از اتاق میام بیرون تا راحت تر باشد( یاد کودکی خود می افتم  چقدر زود گریان می شدم)

تلفنش تمام شده می آید بیرون. بغلش می کنم. میگه آقا

 میگم بگذار کمی در بغل هم باشیم همین

 

***

 

 

در ایام عید غالب خانواده ها شادند و شادمان. اما در مراکز شبانه روزی اغلب فضای غمناکی حاکم است، حتی اگر بچه ها خود را شاد نشان دهند.

اینجا عظمت و بزرگی تکیه گاه و اعتمادی که به خانواده می شود کرد و دیگری شاید از آن محروم باشد مکشوف شدنی است.

خلقشان تنگ است

گرفتست.

 شعر ارغوان سایه شاید در این فضای عیدانه این مراکز خواندی باشد.

 فقط بچه هایی که مادری دارند و می توانند در ایام عید پیش او بروند بال بال می زنند.

 بال بال به معنی واقعی آن.

***

 

 

شروع می کنه بچه  جغله به فحش دادن بهم.

 میگم  آخه چرا؟

 میگه رفتی پیش مددکاری چغلی  کردی نگذاشتی  پول بهم بده.

 چهارشنبه سوریم رو خراب کردی!!

آخر شب میاد میگه چهارشنبه سوری خوبی شد( خبر نداره مهماتش رو خودم براش جور کردم از طریق بچه  بزرگتر ها)

***

 

پسرک ترخیص شده با جغله  تو اتاقه یک دفعه ازم می پرسه؟

 کدوم ما رو بیشتر دوست داری؟

 عمق دوست داشتنم رو نسبت به خودش می دونه این جوان یغور ترخیص شده.

 می گم معلومه جغله رو

میگه راست می گی . دمت گرم

 جوان  فهمیده ای شده

 اگر این زبونش رو بتونه کنترل کنه این قدر هرز نچرخونه

 یعنی عالی میشه.

***

 

 

 

کمرم رو میگیره و زیر پام می زنه و می فرسته هوا

 

دو تایی پرتاب زمین می شویم

 آقا چند سال کشتی کار کردی؟

خودم رو میزنم ضربه بشم بی خیال ما بشه!!!

 زیاد کار نکردم.

 یکی از بچه ها میگه آقا

 با سیاوش کشتی  گرفت گریه اش رو در آورد.( یک بچه غول به معنای واقعی با صد کیلو وزن و صد و نود قد بود در چند سال پیش)

 باورش برای بچه های این مرکز سخته که تونسته باشم این کار رو بکنم.

حالا هی  هر از چند گاهی میان یه زور  میزنن که کشتی بگیرن و من هم تلپ خودم رو می ندازم زمین و  تمام.

***

 

 

سال خوبی را برای همه آرزومندم.

 امیدوارم همه مان خوب باشیم و در نشر آن بکوشیم.

 به عروس دهر دل مبندیم و

 چون  عروسان ، زیبا شویم. زیبا در صفانت و اخلاق.

 که سال ع ر و س هم خوانده میشود امسال

 

آبشار خور

 

 

 

 

 

 

ممنون از گروه الاله

 

 

 بعد از شش سال امسال تحویل سال با بچه ها نیستم. فکر کنم تو این وسط یکسال البته با خانواده بودم