بعد از رمضان و در ایام تعطیلات عید فطر

 برنامه الموت  -سیالان - دو هزار را با گروه مهر قم اجرا کردیم

برای  رسیدن به پای کار ، از قزوین به الموت و سپس روستای هنیز باید رفت.

 روستای هنیز را می توان ته دنیا لقب داد

 با همه انواع جاده ها رسیدن به آنجا کار ساده ای نیست.

 وای بر گذشته های دور

 ار بالای روستا تا نزدیک نیم ساعت در باغات  به سمت رودخانه حرکت می کنی و  سپس برای رسیدن به رودخانه ارتفاع کم می کنی  و رودخانه را قطع می کنی و به یک تراورس طولانی پا  می گذاری

 در این مسیر چندین پا کوب وجود دارد اما مسیر اصلی از داخل درختان اروس رد می شود.

 در راه سه ، چشمه فعال وجود دارد

 و پس از طی  چهار ساعت به بالای یالی می رسی که پنگاه را می شود دید، پناهگاه در پشت یک تپه قرار دارد. و سمت راست پناهگاه قله سیالان قرار دارد.

 برای رسیدن به پناهگاه مسیر تراورسی بهترین مسیر است.

 شب را در پناهگاه می گذرانیم و  صبح در مسیر پاکوبی که بالای پناهگاه قرار دارد به سمت قله حرکت می کنیم.

 پس از رسییدن به گردنه ، با حجم عظیمی ابر رو برو می شویم که پشت کوه ها خود را مخفی کرده بودند. کوله ها را در گردنه گذاشته و پس از یک ساعت  و ربع به قله 4200 متری سیالان می رسیم .

 با توجه به مه غلیظی که در  پایین دست وجود داشت ، نمی توانم گزارش کاملی برای رسیدن به دریاسر و اسل محله اراِیه دهم.

 تنها به شنانی هایی اکتفا می کنم

یکساعت پس از کم کردن ارتفاع یک گوسفند سرای بزرگ قرار دارد، قسمت های ابتدایی راه  بر روی یال است و پس از یک تراورس بسیار طولانی و رفتن به پشت کوه وارد جنگل می شویم و در انتهای مسیر کوهیپمایی و در کنار رودخانه یک پناهگاه وجود دارد با چشمه ای گوارا.

 بعد از یک ساعت فاصله گرفتن از کلبه پناهگاه  گون، وارد دشت دریا سر می شوی. بری رسیدن به اسل محله از سمت چپ دشت و در مجاورت جنگل باید رفت.

 چنیدن ساعت زیر باران راه رفتیم و دلی  سیر باران دیدیم

 

 حیف که این بارش خوب با سیل همراه شد و تعدادی از انسانها  با بی ملاحظاتی ، به  نیستی تغییر مسیر دادند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این هفته هم یک برنامه دو روزه با دوستان قدیم دانشگاه تربیت معلم( خوارزمی ) جهت قله شاه البرز انجام دادم.

 

 این چندمین بار بود که قله را صعود می کردم، همیشه برای صعود ،  سه درخت سیب وحشی وجود دارد که برای نشانه گذاری و علامت گذاری از آن استفاده می کنم، و امسال میوه داده بود و برای اولین بار سیب وحشی را خوردم، مزه ای شگرف داشت.

 یادم می آید چنیدن سال پیش که با  ورود سید محمد خاتمی  گفتمان جدید شروع شده بود، یک کاست  با ریتم تند وارد بازار شد با نام سیب وحشی، شاید صدها بار گوش دادمش.

 هم اکنون نیز گاهی گوش می دهمش.

 آهنگساز

 برای انتخاب  نام اثر انتخاب جالبی کرده بود.

 این را بعد از سالهای سال فهمیدم.

 

 

 بعد از یازده سال که اولین صعود من و روح ا.. توکلی  به شاه البرز بود باز   همنورد شدیم و قله را صعود کردیم.

 چه زود می گذرد عمر.

 در ساعت پایانی برگشت نیز باز باران با ما همراه شد و لطافتی خاص بر ما بخشید.

 

 

 برای رفتن به  منطقه ساعتی  را در دانشگاه تربیت معلم( خوارزمی ) قدم زدم و  سپری کردم.

 و با یاد و خاطرات بهترین  روزگار  دهه گذشته ام، خاطرات گذراندم.

 هی ی ی

 

 

 

بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی

داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی

وا عزیزا گوئی آخر گر عزیزت مرده باشد

من چرا از دل نگویم وا جوانی وا جوانی

خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید

من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی

تا به روی چشم سنگین عینک پیری نهادم

مینماید محو و روشن چون یکی رؤیا جوانی

الفت پیری و نسیان جوانی بین که دیگر

خود نمیدانم که پیری دوست دارم یا جوانی

در بهاران چون ز دست نوجوانان جام گیرم

چون خمار باده ام در سر کند غوغا جوانی

سال ها با بار پیری خم شدم در جستجویش

تا به چاه گور هم رفتم نشد پیدا جوانی

ناز و نوش زندگانی حسرت مردن نیرزد

 

من گرفتم عمر چندین روزه سر تا پا جوانی

گر جوانی میکنم پیرانه سر بر من نگیری

شهریارا در بهاران می کند دنیا جوانی