با این هوای کثیف بی برف کوه هم دلم نمی یاد برم. و رفرش شدنم سخت شده.

آمدم بعد از مدتها دویدم و در حد فاجعه شده بودم. فکر می کردیم با دوچرخه بدنمان آمده می ماند. زهی خیال باطل

***

 

داریم با بچه ها مراسم توپ طلایی رو نگاه می کنیم.

 بچه ها شماره ملی بازیکنان محبوبشون رو هم دوست دارند.

می پرسه رونالدو با یک نفر نه سال بوده با یکی دیگه چند سال. با این آخری ازدواج کرده.

 راستی آقا چرا اونها دیگه ازدواج می کنند؟

خوب تشکیل خانواده بدن.

 

مطمئناً نه من تونستم جواب بدم نه اون از جواب قانع شد. دنیای ذهنی یک پسر در آستانه هجده سال که میخواد ترخیص بشه با همه بچه های هم سن خودش در خانواده ، متفاوته

بحران واقعی برای بچه های بهزیستی برای بعد از ترخیصه.

خدایا همه ما را بخصوص این بچه ها را کمک کن.

این دو تا ترخیصی آخر رو روشون خیلی زحمت کشیدم خودت که می دونی. خدایی خدای من هواشون رو داشته باش.

 

***

یک خیَر هست که پا ثابت یکی از روزهای هفته برای غذای نزری  است.

 برای بچه ها لازانیا آورده. اکثر بچه ها برای اولین باره می خورند و خیلی خوششان آمده.

 می پرسم خوب بود. یکی از بچه ها که قبلن این غذا رو خورده بود میگه آره . اما عمه ام خیلی خوشمزه تر درست می کرد اون زمانها که پیش اون بودم!!.

 تو بهزیستی معنای اسطوره ای  بهشت و جهنم رو با عمق وجود متوجه میشی. بهشت یعنی خانه و خانواده سالم. یعنی امنیت. یعنی لحظات با هم بودن که خیلی از ماها از اون غافلیم و دنبال بهشت شیر و عسل می گردیم.

***

آخر شب شده و خاموشی زدم.

 بچه جغله از اتاق جغله ها آمده بیرون کتش رو هم باز کرده میگه می خوام برم حموم.

 حموم آخر شب برای بچه هایی هستند که در سن ترخیص هستند و سر کار می روند و وقت ندارند و دیر می آیند و..

 از کوره در میرم با یه لحن نیمچه طنزی می گم برو بخواب حوصله تو یکی رو دیگه ندارم. دستش رو از اون کت بازش می گیرم میگم برو . این لحن کار خودش رو می کنه و با صدایی بلند  می گه پس عصرونه ای که ندادی رو بهم بده.

 سریع رو خودم مسلط میشم. میگم باشه چرا حالا میزنی!؟

اون هم به خودش میاد میگه آقا شوخی بود ها. شوخی کردم باهات!!

تو دلم میگم جغله هنوز حموم آخر شبی برات زوده زود!!

***

زنگ زده میگه آقا مگه شیفتت یکشنبه نیود؟ میگم آره اما همکارم مشکل داشت ازم خواست شیفتم  رو باهاش عوض کنم.

 می گه خیلی نامردی. تولد گرفتم تو نیستی؟

 پاشو بیا.

 باید بیای.

 هی اصرار

 آخرش اس زدم میگم بیام تو تولد تو یعنی بین بچه هام فرق گذاشتم و این باعث میشه خودم پیش خودم شرمنده بشم. شرمندگی مرا نخواه.

 

***

 بعضی از دوستان و اقوام خویشان می پرسند به این بچه ها چه کمکی می توان کرد؟

 بهترین کمک برای این بچه ها اشتغال پایدار با بیمه است.

 هر کسی کمکی خواست بکنه در خدمتیم