قله تخت سلیمان 4600 متر
این هفته با گروه آلاله قله تخت سلیمان با ارتفاع تقریبی 4600 متر در منطقه تخت سلیمان و در مجاورت علمکوه صعود شد.
برای رسیدن به منطقه از قرارگاه رودبارک به سمت ونداربن در جاده خاکی با ماشین شخصی رفتیم(جاده اش را می شود با ماشین معمولی رفت و نیار به نیسان نیست)
از ونداربن به سمت پناهگاه سرچال در هوایی مه گرفته و خنک حرکت کردیم و نزدیک غروب پس از 6 ساعت به پناهگاه رسیدیم.( در زیر کشتی سنگ چشمه ای جریان دارد و می توان آب از آنجا برداشت)
در ارتفاع پناهگاه خبری از مه و ابر نبود و یکی از زیباترین آسمان شب زندگی ام را تجربه کردم، حیف که به دلیل سرمای هوا و تنبلی از آن آسمان نشد که عکس بگیرم.
صبح ساعت 6.23 دقیقه از پناهگاه و از مسیر پاکوب به سمت دیواره علم کوه رفته، و از آنجا به سمت سکو( منطقه ای که جهت برپایی چادر دیواره نوردان طراحی شده است) حرکت کرده و از آنجا نیز تا زیر قله شانه کوه(4400 متر) طی مسیر می نماییم( علامت شانه کوه وجود 4 تیغه نزدیم به هم ، همچون 4 انگشت دست است). تقریباً این مسیر با مسیر گرده همپوشانی دارد.
از آنجا قله تخت سلیمان قابل مشاهده است.
10حدود متر مانده به قله شانکوه ، به پشت کوه که مشرف به یخچال های اسپیلت و هفت خوانی هستند رفته و در زیر خط الراسی که به تخت سلیمان می رسد در مسیری سراسر سنگی که راه پاکوب مشخصی ندارد ، به سمت قله حرکت می کنیم. برای رسیدن به قله چندین بار بالا پایین شدن و گاهاً قرار گرفتن در ستیغ خط الراس و مواجه شدن با دیواره های شرقی آن و همچنین قدم گذاشتن بر سنگ هایی که اعتمادی بر پایداری آنها نیست، لازم می شود.
ساعت 13.50 بر روی قله بودیم. بر عکس مسیری که برای صعود داشت، قله تخت و فلت است، چیزی همچون قله پهنه حصار.
ساعت 14.15 به سمت پایین حرکت کردیم و برگشت مسیر دره - یخچال زیر قله تخت سلیمان را انتخاب کردیم که از آخرین گردنه بین شانه کوه و تخت سلیمان به سمت پناهگاه می رود.
مسیری با شیب تند و سنگهای بزرگ و یخچالی عظیم با سنگهای بشدت ناپیدار. به طوری که سنگهای چند صد کیلوی به راحتی لق می خوردند و تعادل را به هم می ریزد.درگیر شدن با برف و یخ و سنگ یک سه ساعتی از ما وقت و انرژی گرفت.همچون بند بازان از این تخته سنگ به آن تخته سنگ پران بودیم. ( اصلاً برای برگشت این مسیر پیشنهاد نمی شود و همان مسیر رفت بهترین گزینه می باشد)ساعت 19.05 در پناهگاه بودیم. دوستان گرامی حمید آقا و خانم فلاح ثابت برنج گذاشته بودند و یک "ناهارشام " خوبی به لطف این عزیران خوردیم.
صبح روز بعد به سمت ونداربن برگشتیم.
با تشکر از از آقایان احمد طاهرجویان - داود جلاییان - حمید گدازگرها، عباس فلاح ثابت و همسرشان
زیر کشتی سنگ فضای خالی و غار مانندی وجود دارد که چشمه ای از زیر آن جاری است
یخچال علم کوه که با سنگ پوشیده شده و قلل سیاه سنگ
درگیر با سنگ ها( زیر این سنگ ها یخچال وجود دارد)
قله و دیواره علم کوه و یخچال زیر پایش
از زاست قله شانه کوه و قله علم با دیواره اش
کمپ افرادی که مشغول صعود از دیواره هستند
یخچال علم کوه
یخچال زیر قله تخت سلیمان و قلل چالون و سیاه کمون
از چپ به راست
یخچال اسپیلت و قلل انگشت خدا و هفت خوانی ها
خط اراس از قله تخت سلیمان(پشت عکاس) شانه کوه و علم
خدا قوت
بر روی یخچال های نیمه ذوب شده
آبی که بر روی یخ یخچال جریان یافته
دوستان
پناهگاه سرچال
در لحظه موسی شدن
(اولین لحظه تولد خورشید صبح)
مهر تابان
که مهرش در کوهستان آن تر است
بفرمای چوپان به آتش هیزمی و چایش
*هم صحبتی با دوستان ، فضای خشن و عجیب منطقه علم کوه و تفکری که حین صعود آدمی مجبور به آن است کلی فکر در ذهن آدمی می آورد که اگر بخواهم همه اش را در اینجا بیاورم باعث ملال خوانندگان خواهد شد
** شاید زمانی دیگر آن ذهنیات را به نوشتار تبدیل کنم که شما نیز از خوانش آن خسته نشوید.
دوستان بابت عکسها لطف ها در حق بنده روا داشته اند و از این بابت سپاس گذارم. بنابر این عکس های بیشتری را در این پست قرار می دهم