باران  بیا که آمدنت را چشم انتظارم . که بهار بی تو  آفتاب دم غروب است . بیا تا شکوفه های بهار را بشورانی وچه سخت محتاج غسل تعمیدشانند. تا آن نشود، اذان گفتن بر گوش شکوفه حرام است.  بیا که ناز برگان درختان و  عشوه فروشان بوستان به نوازش ما جان نمی گیرند و بوسه ما  نه زخم خنجر که هراس پنجه توفان را برآنان به یاد می آورد  وتنها بوشه تو است که آرامش را بر همه ما به ارمغان می آورد. بیا تا بوی باران را بشنویم  که بی تو صدای استاد رمق ندارد که با بود تو او بود پیدا کرده. بیا تا به گناه نا کرده رسوا نشویم که بزرگان قوم از ما کفاره گناه نستانند.

بیا که نزدیک 30 روز زیباترین فصل خدا را بی تو گذراندیم.

بیاید همه با هم برای باران دعا کنیم. عمه یجیب و مستر و اذا دعا و یکشفصو(درست غلطش و ببخشید. زبان حال بود)

تعطیلات نوروز هم تمام شد.امید که بر همه ما خوش گذشته باشه و تکشر من از احسان شکار که بی او تعطیلات چنین رنگی نداشت.